به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از یورونیوز، بانک مرکزی اروپا روز پنجشنبه نرخ بهره پایه خود را به میزان یکچهارم واحد کاهش داد و به ۲٫۲۵ درصد رساند چرا که تهدیدهای مربوط به رشد اقتصادی بر نگرانیهای تورمی در این منطقه غلبه کرده است.
این نهاد در اقدامی که تحلیلگران پیشبینی کرده بودند، روز پنجشنبه برای هفتمین بار طی یک سال گذشته نرخ بهره بانکی را کاهش داد.
نرخهای بهره بانک مرکزی اروپا برای سپردهگذاری، عملیات اصلی تأمین مالی مجدد و تسهیلات وامدهی حاشیهای بهترتیب به ۲٫۲۵، ۲٫۴۰ و ۲٫۶۵ درصد کاهش خواهند یافت. این تغییرات از تاریخ ۲۳ آوریل ۲۰۲۵ اجرایی میشوند.
نرخ بهره عملیات اصلی تأمین مالی مجدد، نرخی است که بانکها برای دریافت وام یکهفتهای از بانک مرکزی اروپا میپردازند.
نرخ بهره سپردهگذاری، نرخی است که بانکها برای سپردهگذاری شبانه نزد بانک مرکزی دریافت میکنند. همچنین نرخ بهره تسهیلات وامدهی حاشیهای، نرخی است که بانکها برای دریافت وام فوری شبانه از بانک مرکزی اروپا میپردازند.
این بانک در بیانیهای اعلام کرد: فرایند کاهش تورم در مسیر درستی قرار دارد. نرخ تورم، هم در سطح کلی و هم در سطح پایه، در ماه مارس طبق پیشبینی کارکنان بانک کاهش یافته است.
در ادامه این بیانیه آمده است: اقتصاد منطقه یورو تا حدی در برابر شوکهای جهانی مقاوم شده، اما چشمانداز رشد بهدلیل تشدید تنشهای تجاری تضعیف شده است.
این بانک افزود: افزایش عدم قطعیت احتمالاً اعتماد خانوارها و شرکتها را کاهش میدهد و واکنش منفی و نوسانی بازارها به این تنشها میتواند منجر به شرایط سختتر برای تأمین مالی شود.
تصمیم بانک مرکزی اروپا در حالی اتخاذ شده که تنشهای تجاری جهانی، ناشی از تعرفههای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بهعنوان تهدیدی برای رشد منطقه یورو مطرح شده و نگرانیها درباره افزایش تورم را تحتالشعاع قرار داده است.
پیش از این در سال جاری میلادی، تصویب یک بسته بودجهای بزرگ توسط دولت آلمان چشمانداز رشد اقتصادی این منطقه را بهبود بخشید، اما پس از تنشهای تجاری، اکنون این خوشبینی جای خود را به نگرانی داده و امیدها برای بهبود اقتصادی منطقه یورو را کمرنگ کرده است.
دونالد ترامپ در حال حاضر تعرفهای ۱۰ درصدی برای واردات از اتحادیه اروپا اعمال و تهدید کرده است که این نرخ را به ۲۰ درصد افزایش خواهد داد.
بر اساس این گزارش، احتمال وقوع یک جنگ تجاری جهانی که بازارهای سهام را نیز دچار افت کرده، نهتنها احساسات سرمایهگذاران را تضعیف کرده است بلکه باعث شده مصرفکنندگان نگران، از خرج کردن خودداری کنند و پساندازهایشان را حفظ نمایند.
علاوه بر تعرفه پایه ۱۰ درصدی، ترامپ تعرفهای ۲۵ درصدی بر تمامی محصولات آلومینیومی و فولادی وارداتی به آمریکا و همچنین ۲۵ درصد عوارض گمرکی برای خودروها وضع کرده است.
در واکنش به این ریسکهای ژئوپلیتیک، اقتصاددانان بانک ING پیشبینی کردهاند که رشد اقتصادی منطقه یورو در سهماهه دوم و سوم سال جاری متوقف شود و در نتیجه، رشد سالانه تولید ناخالص داخلی این منطقه تنها ۰٫۵ درصد خواهد بود؛ در حالیکه این رقم در سال گذشته ۰٫۹ درصد بود.
انتهای پیام/
به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از یورونیوز، در پی تصمیم دولت چین برای محدودسازی صادرات مواد معدنی حیاتی، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تحقیقاتی را درباره این مواد آغاز کرده که نشانهای از احتمال اعمال تعرفههای بیشتر برای واردات این منابع است.
این اقدام در پی اعلام محدودیتهای صادرات عناصر کمیاب زمین توسط پکن انجام شده و نشاندهنده تشدید جنگ تجاری میان دو اقتصاد بزرگ جهان است.
ترامپ با امضای یک فرمان اجرایی، آغاز تحقیقات درباره مواد معدنی حیاتی را کلید زد؛ اقدامی که ممکن است منجر به اعمال تعرفههای بیشتر روی واردات این صنعت شود.
این تصمیم که پس از تحقیقات اخیر درباره واردات تراشهها و داروها صورت گرفت، نشانهای از گسترش جنگ تجاری جهانی است.
این تحقیق بر اساس ماده ۲۳۲ قانون گسترش تجارت مصوب سال ۱۹۶۲ انجام میشود و طبق فرمان ترامپ، هدف آن «بررسی تأثیر واردات مواد معدنی حیاتی فرآوریشده و مشتقات آنها بر امنیت ملی» این کشور است.
در این سند آمده است: مواد معدنی حیاتی، از جمله عناصر کمیاب، در قالب مواد معدنی فرآوریشده، مواد خام اساسی و ورودیهای حیاتی تولیدی برای امنیت اقتصادی و ملی بهشمار میروند.»
ترامپ پیشتر نیز با استناد به همین قانون، تعرفههای ۲۵ درصدی بر فولاد و آلومینیوم اعمال کرده و تحقیقاتی درباره واردات مس آغاز کرده بود.
ماه گذشته نیز رئیسجمهور آمریکا با صدور یک فرمان اجرایی و استفاده از قانون تولید دفاعی، برای افزایش تولید داخلی مواد معدنی حیاتی اقدام کرد که شامل حمایتهایی مانند تأمین مالی و وامدهی به این بخش میشود.
این اقدام بهطور گستردهای بهعنوان اقدامی علیه چین تلقی شده است؛ کشوری که زنجیره تأمین جهانی را در این حوزه در اختیار دارد.
بهگفته کاخ سفید، آمریکا در واردات ۱۵ ماده معدنی حیاتی به خارج وابسته است که ۷۰ درصد آن از چین تأمین میشود.
جمعه گذشته، چین در واکنش به افزایش شدید تعرفههای اعمالشده از سوی ترامپ، محدودیتهای صادراتی بر طیف گستردهای از مواد معدنی حیاتی از جمله ژرمانیوم، گالیم، آنتیموان و آهنرباهای خاص اعلام کرد.
ایالات متحده تنها یک معدن عناصر کمیاب دارد و فاقد کارخانههای ذوب داخلی است، به همین دلیل بهشدت به چین برای تأمین منابع طبیعی، از جمله عناصر کمیاب و مواد معدنی حیاتی وابسته است؛ موادی که برای تجهیزات الکترونیکی، خودروهای برقی، هواپیماها و تجهیزات دفاعی اهمیت حیاتی دارند.
بر اساس گزارشی از مؤسسه «تیدی اکونومیکس»، چین بیش از نیمی از ۵۰ ماده معدنی حیاتی شناساییشده توسط دولت آمریکا در سال ۲۰۲۲ را تولید میکند و تقریباً انحصاری در زمینه پالایش این عناصر دارد و ۹۰ درصد از عناصر کمیاب جهان را فرآوری میکند.
ایالات متحده باید برای تقویت جایگاه خود در این جنگ تجاری، منابع تأمین این مواد را متنوع سازد.
در ماه فوریه، ترامپ درخواست کرد که ۵۰۰ میلیارد دلار از منابع عناصر کمیاب و مواد معدنی حیاتی اوکراین بهعنوان بخشی از مذاکرات صلح در اختیار آمریکا قرار گیرد؛ اقدامی که آن نیز بهعنوان تلاشی راهبردی برای تقویت موضع آمریکا در برابر چین تلقی میشود.
انتهای پیام/
به گزارش خبرگزاری تسنیم، سعید چرخکار معاون سازمان نظام دامپزشکی کشوردر مراسم اختتامیه دهمین همایش انجمن مرغ مادر گوشتی با اشاره به اهمیت کنترل بیماریهای تنفسی در صنعت طیور، اظهار کرد: مایکوپلاسما از دهه ۷۰ تاکنون، یکی از سرفصلهای اصلی در ضوابط بهداشتی جوجه و تخم مرغ سازمان دامپزشکی بوده و علیرغم گذشت سالها، همچنان به عنوان یکی از چالشهای مهم این صنعت مطرح است.
وی با اشاره به شرایط گذشته گفت: در آغاز اجرای این ضوابط، گلههای اجداد بهصورت مثبت تحویل داده میشدند، اما با تلاشهای بیوقفه تولیدکنندگان و اقدامات بخش دامپزشکی در زمینه کلینیک، آزمایشگاه، قرنطینه و سایر حوزهها، امروزه شاهد کاهش میزان آلودگی مایکوپلاسما به کمتر از ۵ درصد در گلهها هستیم. البته این وضعیت نیازمند حفظ و پایش مستمر است، زیرا امکان ریشهکنی کامل بیماریها را را در کشور نداریم و سیاست ما باید همواره کنترل و پیشگیری باشد.
چرخکار در ادامه به لزوم بازنگری در ساختار صنعت طیور کشور اشاره کرد و افزود: با توجه به افزایش جمعیت طیور و رشد قابلتوجه تعداد مرغداریها، بهویژه در شرایط خاص فعلی گلههای تخمگذار که با جیرههایی با تراکم ۳۰ تا ۴۰ درصدی تغذیه میشوند.
وی گفت: بررسی علمی و ارائه مقالات در این زمینه میتواند نقش مهمی در بهبود سلامت و بهرهوری گلهها، بهویژه در بخشهای مولد و گوشتی داشته باشد.
وی همچنین به تولید موفق واکسن ORT در داخل کشور توسط موسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی اشاره کرد و گفت: این دستاورد گامی مهم در کاهش وابستگی به واردات و افزایش توان داخلی برای مقابله با بیماریهای طیور است. امیدواریم با همکاری و همافزایی همه بخشها، روزبهروز شاهد ارتقاء سلامت و تولید صنعت دام و طیور کشور، بهویژه بخش طیور باشیم.
انتهای پیام/
به گزارش خبرگزاری تسنیم، حجتاله صیدی به سیاستهای سازمان بورس در زمینه تغییر و اصلاح مقررات بازار سرمایه اشاره کرد و گفت: بررسی جدی و همهجانبهای را برای مواردی مانند حجم مبنا، دامنه نوسان و مدل محاسبه شاخص شروع کردهایم اما هنوز تصمیم برای تغییر دامنه نوسان در هفتههای آتی، نهایی نشده است.
در بازار سرمایه خیلی مهم است که تصمیمات، با دقت و جامعیت گرفته شود. هیجان و شتاب برای نهاد ناظر و تصمیمگیر آفت است، حتی برای نهادهای مالی و سرمایهگذاری هم مفید نیست. تجربه نشان داده که آن دسته از افراد حقیقی هم که با صبر و آرامش و دقت تصمیم عقلایی میگیرند، موفقتر بودهاند.
صیدی افزود: برای به نتیجه رسیدن بررسیها در مورد سه محور مزبور، بازه زمانی مشخصی تعریف کردهایم اما با اینحال ممکن است همه آنها به جمعبندی نهایی نرسد. حتی ممکن است در نهایت به این نتیجه برسیم که وضع فعلی مناسب است و نیازی به تغییر وجود ندارد.
رئیس سازمان بورس در ادامه به بررسی روند مذاکرات بینالمللی و تأثیر آن بر بازار سرمایه پرداخت و گفت: بیشتر متغیرهای داخلی برای ما قابل پیشبینی و مدیریت هستند اما روند و نتیجه مذاکرات موضوعی است که دغدغههایی ایجاد کرده است.
او توضیح داد: در روزهای قبل و بعد از آغاز مذاکرات، با افرادمتعددی از صاحبنظران مشورت و گفتوگو داشتم. برخی خوشبین و برخی بدبین هستند، اما هیچ صاحبنظری صفر و صدی قضاوت نمیکند. جمعبندی این است که آغاز مذاکرات تأثیر مثبتی بر بازار سرمایه گذاشته اما در ادامه ممکن است با چالشهایی هم مواجه باشیم.
او گفت: ترامپ با توجه به ناکامی در موضوعاتی مانند غزه، اوکراین و جنگ تجاری و تعرفهای، به دنبال موفقیتی است که بتواند از آن بهره ببرد و برد کوتاهمدتی را تبلیغ کند. توافق با ایران میتواند برای او یک برگ برنده و حتی در نگاه خودش، فرصتی برای دریافت جایزه نوبل باشد.
صیدی با بیان اینکه ایران نیز به دنبال توسعه و بهبود اقتصاد است، ادامه داد: ما زمانی در سطحی برابر با عربستان و ترکیه از منظر تولید ناخالص داخلی در منطقه قرار داشتیم، اما اکنون اقتصاد آن کشورها چند برابر ایران رشد کرده است.
انتهای پیام/
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، پژمان جوزی در یک برنامه تلویزیونی اظهار کرد: قرار است هفته آینده کمیسیون عمران مجلس جلسه ویژهای برای بررسی چالشهای صنعت ساختمان برگزار کند.
وی افزود: امیدواریم این جلسات به تصمیمهای عملیاتی و فوری برای نجات صنعت ساختمان منجر شود.
وی با تأکید بر اهمیت شعار سال «سرمایهگذاری برای تولید»، این شعار را «مدبرانه» و بسیار مهم توصیف کرد و گفت: رهبر معظم انقلاب سالهاست بر ضرورت سرمایهگذاری بخش خصوصی و رفع موانع تأکید دارند، اما متأسفانه ساختار اداری کشور قفل است و بروکراسی بیمورد و مجوزدهی، مانعی بزرگ بر سر راه سرمایهگذاران ایجاد کرده است.
وی با اشاره به مشکلات فعلی در صدور مجوز گفت: برای یک تصمیم کوچک و ساده ساختمانی، تشکیل کمیسیونهای چنددهنفره و گرفتن دهها استعلام، باعث اتلاف زمان، افزایش هزینه و خروج پروژهها از مسیر صحیح شده است. چرخه اداری کشور معیوب است و هزینههای بالای صدور مجوز، انگیزه سرمایهگذاران را از بین میبرد.
رئیس انجمن صنعت ساختمان درباره شرایط مطلوب برای توسعه سرمایهگذاری افزود: سرمایهگذاری موفق در بخش مسکن، نیازمند تسهیلگری دولت و عدم رقابت دولت با بخش خصوصی است. در حالیکه در شرایط فعلی، بخش دولتی با برخورداری از امکانات ویژه، عملاً به رقیبی برای بخش خصوصی تبدیل شده است. این در حالی است که با تغییر دولتها، پروژهها نیمهکاره رها میشوند و سیاستها دگرگون میشود.
جوزی اضافه کرد: شروع سرمایهگذاری در بخش مسکن باید توأم با تسهیلگری دولت باشد. در حالیکه در صنعت ساختمان، آغاز هر پروژه با قفل شدن در بروکراسی و انتظار طولانی برای دریافت مجوز و هزینههای سنگین همراه است. این امر توان کارآفرینان را در همان مراحل اولیه از بین میبرد.
وی با اشاره به نبود شناسایی فعالان بزرگمقیاس (توسعهگران) در صنعت ساختمان گفت: همانطور که در مالیات، مؤدیان بزرگ شناسایی میشوند، در بخش سرمایهگذاری نیز باید فعالان بزرگمقیاس شناخته شوند.
وی افزود: پیشنهاد قانون توسعهگری را به کمیسیون عمران و کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ارائه کردهایم و در صورت تصویب، شناخت توسعهگران میتواند تحولی جدی در حوزه سرمایهگذاری صنعت ساختمان ایجاد کند.
جوزی همچنین از وضعیت موجود در نظام مهندسی و سازمان تأمین اجتماعی انتقاد و اظهار کرد: وجود امضاهای طلایی در نظام مهندسی و آییننامههایی چون مبحث ۱۹، قفلهای سنگینی به پای صنعت ساختمان زده است. در حالیکه با کمی تدبیر، میتوان این موانع را برطرف کرد.
وی از مکانیزم دریافت حق بیمه با محاسبه عوارض ساختمانی انتقاد کرد و گفت: بزرگترین ضربه به صنعت ساختمان، عوارض بالای تحق بیمه است. در حال حاضر، کارفرمایان باید پیش از شروع پروژه و بهصورت یکجا، حق بیمههای بسیار سنگینی بپردازند که بعضاً ۲۵ تا ۳۰ درصد هزینه عوارض ساخت پروژه را تشکیل میدهد.
جوزی با بیان اینکه «کارت مهارت کارگران» به ابزاری برای فشار به کارفرمایان تبدیل شده، تصریح کرد: در سال ۱۴۰۱ فقط ۴۲ هزار نفر کارگر موفق به دریافت کارت مهارت شدند، در حالیکه بیش از یکمیلیون و ۶۰۰ هزار کارگر ساختمانی فعال داریم. این در حالی است که بیش از ۹۷ درصد کارگران به دلیل نداشتن کارت مهارت، فاقد پوشش بیمهای هستند؛ اما سازندگان ملزم به پرداخت کامل عوارض تأمین اجتماعی هستند. یعنی سازندگان حق بیمه همه کارگران پروژه را در همان ابتدای کار میپردازند، اما فقط حق بیمه تعداد اندکی از کارگران دارای کارت مهارت را پرداخت میشود.
انتهای پیام/
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری تسنیم، مصطفی رجبی مشهدی، مدیرعامل شرکت توانیر با اشاره به چالش ناترازی در صنعت برق کشور گفت: برطرف کردن کامل ناترازی برق در بازه زمانی ششماهه یا یکساله امکانپذیر نیست، اما در کوتاهمدت میتوانیم تبعات آن را کاهش دهیم و انرژی را بهسمت بخشهای مولد و اولویتدار هدایت کنیم.
وی افزود: آینده بدون ناترازی برق کاملاً وابسته به تصمیمات و سرمایهگذاریهای امروز ماست؛ اگر بتوانیم صنعت برق را برای سرمایهگذاران جذاب کنیم، بهطور قطع تا پایان برنامه هفتم توسعه شاهد تعادل پایدار در تولید و مصرف برق خواهیم بود و پایان ناترازی برق تا پایان برنامه هفتم قابل تحقق است.
رجبی مشهدی با تأکید بر لزوم اصلاح الگوی مصرف برق گفت: الگوی مصرف در مناطق مختلف کشور متفاوت است؛ در مناطقی با اقلیم عادی مانند تهران، اصفهان و شیراز، الگوی مصرف در حال حاضر ۲۰۰ کیلوواتساعت است که در تابستان به ۳۰۰ کیلوواتساعت میرسد.
وی ادامه داد: باید تلاش کنیم مصرف را به زیر این عدد کاهش دهیم تا بتوانیم پایداری شبکه را حفظ کنیم.
سخنگوی صنعت برق همچنین با اشاره به برنامههای هوشمند توانیر در مدیریت مصرف و توسعه زیرساختها تأکید کرد: با مشارکت مردم و حمایت دولت، عبور از ناترازی نهتنها ممکن، بلکه قابل برنامهریزی و تحققپذیر است.
انتهای پیام/
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، به دنبال تکذیبیه سازمان توسعه تجارت ایران در خصوص تعیین عوارض واردات خودرو در سال ۱۴۰۴، به نظر میرسد بخشنامه اخیر گمرک درباره اعمال نرخ عوارض سال ۱۴۰۳ برای سال جاری، با مفاد قانون بودجه ۱۴۰۴ مغایرت داشته و احتمالاً به زودی اصلاح خواهد شد.
ابتدا بخشنامه زیر در تاریخ ۲۷ فروردین ماه در خصوص احکام گمرکی بودجه ۱۴۰۴ و اعمال عوارض ۱۰۰ درصدی واردات خودرو در سال جاری منتشر شده است.
تکلیف حقوق ورودی خودروها تا تصویب آییننامه اجرایی
ساعاتی بعد دفتر واردات گمرک ایران اعلام کرد، که تا زمان ابلاغ آییننامه اجرایی بند «ر» تبصره یک قانون بودجه سال ۱۴۰۴، نرخ حقوق ورودی خودروهای وارداتی مطابق با سال ۱۴۰۳ اعمال میشود و در حال حاضر مأخذ حقوق ورودی آنها ۱۰۰ درصد نیست.
سازمان توسعه تجارت ارسال بخشنامه جدید را تکذیب کرد
اما در واکنش به اخبار منتشرشده درباره تغییر موضع سازمان توسعه تجارت در زمینه حقوق ورودی خودروهای وارداتی، معاون این سازمان اعلام کرد:
بر اساس بند «ر» تبصره یک قانون بودجه ۱۴۰۴، منابعی برای واردات خودرو به شکل خاص در نظر گرفته شده و در انتهای این بند تصریح شده که حقوق ورودی خودروهای وارداتی از این محل باید ۱۰۰ درصد تعیین شود.
با این حال، حقوق ورودی خودروها بر اساس ویژگیهای مندرج در کتاب مقررات متفاوت است و عمدتاً زیر ۱۰۰ درصد تعیین میشود.
این مقام مسئول افزود: سازمان توسعه تجارت در تاریخ ۱۶ فروردین به گمرک اعلام کرده که الزام قانونی به دریافت عوارض ۱۰۰ درصدی، تنها برای واردات از محل منابع پیشبینیشده در این قانون اعمال میشود. از آنجا که آییننامه اجرایی این بند هنوز تصویب نشده و ثبت سفارشی نیز بر این اساس انجام نگرفته، برای سایر ثبتسفارشها باید بر اساس تعرفههای مندرج در کتاب مقررات عمل شود.
اعلام نحوه اجرای قانون پس از تصویب آییننامه
وی تأکید کرد: به محض تصویب آییننامه اجرایی و شرایط واردات خودرو از محل منابع تعیینشده در قانون بودجه، سازمان توسعه تجارت امکان ثبت سفارش را فراهم کرده و دستورالعمل جدید را به گمرک ابلاغ خواهد کرد. در آن صورت، گمرک موظف است حقوق ورودی خودروها را مطابق قانون بودجه اعمال کند.
مخالفت بی فایده با عوارض یکسان ۱۰۰ درصدی
معاون برنامهریزی و مقررات سازمان توسعه تجارت ایران همچنین اشاره کرد که این سازمان از دیدگاه کارشناسی با اعمال نرخ یکسان ۱۰۰ درصدی برای تمامی خودروهای وارداتی موافق نبوده و حتی در زمان بررسی لایحه بودجه، نظر مخالف خود را به صورت مکتوب اعلام کرده است. با این حال، متن نهایی قانون تصویب شده و اجرای آن برای تمام دستگاهها الزامی است.
قانون برنامه هفتم تمام ارزهای صادرات غیر نفتی را تعیین تکلیف کرده است
گفتنی است بر اساس جز ۱ و ۲ بند الف ماده ۱۱ قانون برنامه هفتم توسعه، تمام ارزهای حاصل از صادرات (اعم از صادرات خرد و کشاورزی و همچنین صادرات شرکتهای نزدیک به دولت و نهادهای عمومی)باید مطابق ضوابط بانک مرکزی مدیریت شوند. به صورت کلی این ماده بر لزوم شفافیت در بازگشت تمام ارزهای حاصل از صادرات و هماهنگی با بانک مرکزی تأکید دارد.
با توجه به این ماده و همچنین مفاد قانون بودجه ۱۴۰۴، به نظر میرسد امکان اعمال تعرفههای غیر از عوارض ۱۰۰ درصدی برای واردات خودرو وجود ندارد، مگر آنکه اصلاحیه در خصوص حکم بند ر تبصره ۱ قانون بودجه ۱۴۰۴تصویب شود.
در حال حاضر اعلام شده که سازمان توسعه تجارت منتظر ابلاغ آییننامه اجرایی بند «ر» قانون بودجه میباشد تا تکلیف نهایی عوارض واردات خودرو در سال ۱۴۰۴ مشخص شود، این درحالی است که صراحت قانون بودجه ۱۴۰۴ جای تغییر خاصی را باقی نگذاشته است.
انتهای پیام/
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، مهرداد بذرپاش وزیر سابق راه و شهرسازی در فضای مجازی نوشت: ورود دو فروند هواپیمای ایرباس پهن پیکر ۳۳۰ و اضافه شدن به ناوگان هوایی شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی بر ملت بزرگ ایران مبارک. این یکی از پروژه های توسعه ناوگان هوایی کشور است که توسط شهید جمهور پیگیری و نهایی شده بود و به لطف خدا به ثمر نشست.
این دو فروند هواپیمای مسافربری پهن پیکر ایرباس ۳۳۰ با کارکرد ۱۳ سال با واسطه عمان از چین برای ایران خریداری شده بودند.
انتهای پیام/
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، فرزانه صادق در جلسه شورای مدیران کل کشور با موضوع بسته حمایتی اجاره، اظهار کرد: جلسه قبلی شورای عالی مسکن جزو معدود جلساتی بود که همه وزرای عضو آن به همراه رییس کل بانک مرکزی و سازمانهای حمایتی از جمله کمیته امداد و بهزیستی حضور داشتند.
وی ادامه داد: این مسئله نشان از آن داشت که بازار اجاره مسکن دغدغه دولت است و در این راستا برای اقشار حمایتی ۲۰ همت وام ۴۰۰ میلیونی قرض الحسنه مصوب شد.
وی افزود: همچنین ۲۰۰ همت وام بعدی مسکن با سود ۲۳ درصدی برای پرداخت وام ودیعه به مستاجران مصوب شد این وام در تهران ۲۷۵ میلیون تومان، مراکز استانها ۲۱۰ میلیون تومان، سایر شهرها ۱۴۰ میلیون تومان و در روستاها ۵۵ میلیون تومان است.
وی در پاسخ به پرسش تسنیم در رابطه با اینکه تضمین اجرای مصوبه شورای پول و اعتبار. چیست، گفت: ضمانت اجرایی مصوبه شورای عالی مسکن تشکیل فوری جلسه هیئت عالی بانکهاست. این موضوع امیدواری بسیار بالایی را ایجاد کرده تا مصوبه شورای عالی مسکن با هماهنگی قبلی با بانک مرکزی اجرایی شود.
وزیر راه و شهرسازی یادآور شد: بعضا برخی مصوبات قبلی اجرا نشد به دلیل آن عدم هماهنگیهای قبلی بودن است.
صادق درباره سقف افزایش اجاره بها، گفت: این موضوع به شورای مسکن استانها واگذار شده و عددی را که استانداران تایید کنند، ملاک تعیین افزایش نرخ اجاره بها در سال ۱۴۰۴ است.
وی با اعلام اینکه در ۶ استان نیازی به تعیین سقف افزایش نرخ اجاره بها نیست از تدوین آیین نامه اجاره داری طی ۲ ماه آینده خبر داد.
وی همچنین ازخرید واحدهای مسکونی با استفاده از مکانیسم تهاتر خبر داد و گفت: این واحدها به زوج های جوان واگذار می شود. عدد این کار مشخص است اما با نیاز واقعی فاصله دارد و با این کار به سمت تنظیم گری بازار اجاره حرکت می کنیم.
انتهای پیام/
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، حبیب الله طاهرخانی در جمع خبرنگاران در پاسخ به پرسش تسنیم در خصوص شروط پرداخت وام ودیعه مسکن، اظهار کرد: تنها شرط پرداخت وام ودیعه مسکن نداشتن سابقه مالکیت است.چنانچه فردی سابقه مالکیت داشته باشد، مشمول دریافت وام ودیعه مسکن نمی شود.
وی ادامه داد: قرمز بودن فرم ج متقاضیان جزو شروط پرداخت وام ودیعه نیست.
وی افزود: مستاجران برای دریافت وام ودیعه مسکن باید اجاره نامه خود را در سامانه تم وزارت راه و شهرسازی بارگذاری کنند. پس از این کار از طریق کد ملی صحت سنجی های لازم صورت می گیرد.
معاون مسکن و ساختمان وزیر راه و شهرسازی همچنین از برنامه تهاتر املاک و مستغلات وزارت راه و شهرسازی برای خرید واحد مسکونی خبرداد و گفت: بر اساس این برنامه واحدهای مسکونی آماده تحویل شناسایی و با قیمت حدود متوسط قیمت مسکن شهرمربوطه خریداری می شود.
طاهرخانی توضیح داد: در این برنامه واحدها مسکونی با اولویت دهک های کم درآمد به زوج های جوان اجاره داده می شود. اولین این برنامه با تهران، کلان شهرها و مراکز استانهاست.
وی یادآور شد: متوسط قیمت مسکن در شهر تهران حدود ۱۰۰ میلیون است که واحدهای استیجاری را با قیمت پایین تر از متوسط خریداری خواهیم کرد.
به گفته وی، درحال حاضر واحدهای زیادی در محدوده انقلاب به پایین ساخته شده که در برنامه وزارت راه و شهرسازی برای تهاتر قرار دارد.
انتهای پیام/
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم؛ شهید سیدمحمدباقر صدر، سالها بایکوت بوده، و آثارش مهجور مانده بود. پس از مدتها، و در پی تغییر نسل گذشته در حوزهها و در سپهر سیاست، یخ جمود و تحجر شکسته شد، و آثار او در میان اندیشمندان نفوذ پیدا کرد و جاری شد. طی یک دهه گذشته، پدیدۀ دیگری نیز رشد کرده است: خاطرهنگاری و روایتهای ناب و دستاولی از این شهید والامقام و نابغه عصر به نگارش درآمده و حاصل آن کتابهای ارزشمندی مانند «شرح صدر»، «به رنگ صبر»، «نا» و دیگر موارد است. گفتوگوی زیر با همسر مکرمه شهید آیتالله صدر، حدود بیست سال پیش از این، به همت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، انجام شده است. بازخوانی و انتشار آن برای علاقهمندان، افقی نو از دریای بیکران نفس زکیه سیدمحمدباقر صدر میگشاید، و در شناخت سلوک خانوادگی او حتماً مفید خواهد بود.
از همین پرونده بیشتر بخوانید
زندگی شما در عراق چگونه میگذشت؟
من پس از ازدواج از ایران به عراق منتقل شدم. دوری و فراق از خانواده و تفاوت زیادی که بین آنجا و ایران بود، مرا رنج میداد. یک روز به حرم امیرالمؤمنین (ع) مشرف شدم و درخواست نمودم تا خداوند به من قدرت و تحمل شرایط سخت زندگی را بدهد. پس از زیارت، احساس عجیبی به من دست داد. با خود گفتم: «من با یک شخص عادی زندگی نمیکنم، بلکه با یکی از اولیای خدا و رهبری دانشمند و بزرگ ازدواج کردهام.» پس از آن دعا و زیارت، آرامش خاص و ظرفیتی بزرگ در برابر همه سختیها در خود احساس کردم و برای اجرای تمام اوامر ایشان با کمال رضایت و خوشحالی حاضر بودم. من متولد شهر مقدس قم هستم و تا ۱۹ سالگی در قم زندگی میکردم.
از نحوه برخورد رفتار شهید صدر در منزل برایمان بگویید.
ایشان در خانه بسیار مهربان و با عطوفت و قدردان بود. برای مادر، فرزندی نیکوکار، برای خواهر، برادری دوست و برای همسر، شوهری مهربان و برای فرزندان نیز پدری مهربان و دلسوز بود. تا آخرین لحظه زندگی مبارکش همچون فرزندی نمونه، فرمانبردار مادر بود. با ایشان مشورت میکرد و به آرای او اهمیت میداد. در کنار خواهر مینشست و نوشتههایش را با او مرور میکرد و به سؤالاتش پاسخ میداد. مدتها از وقت خود را صرف کمک به خواهرش میکرد. به همسر خود احترام میگذاشت و از او قدردانی و به احساساتش توجه میکرد. همیشه میفرمود: «دوست دارم شرایط و اوضاع و مشغلههای زیادم را درک کنی و در صورتی که در جایی از من کوتاهی سر زد، مرا ببخشی.» سید شهید با اولاد خود مهربان بود و به امورشان توجه داشت. هر گاه آنها بیمار بودند، هنگام رسیدن به خانه قبل از تعویض لباس نزد فرزند میرفت و از حالش جویا میشد و دست مبارکش را بر سر او میگذاشت و به نیت شفا، سوره «حمد» را میخواند. ما هم اکنون در پیروی از او برای شفا یافتن بیمار، سوره حمد را میخوانیم. با فرزندانش همچون بزرگترها رفتار میکرد. با آنها صحبت میکرد و هیچگاه آنها را به کاری مجبور نمیکرد. همیشه التزام به نماز اول وقت را تذکر میداد و میفرمود: «من بچهها را کم میبینم، بنابراین کارهای اشتباهشان را نزد خودشان برای من بازگو نکنید تا مجبور به سرزنششان نشوم. دوست ندارم فرزندانم مرا در حال سرزنش یا مجازات خود به یاد آورند.» فرزندان از بازگشت پدر به منزل خوشحال میشدند، با وجود سن کم متوجه شرایط سخت پدر بودند و میدانستند هر روز که سید به سلامت به منزل باز میگردد؛ غنیمت است و جای شکر دارد.
ارادت خاص شهید صدر به اهل بیت، گواه توجه عمیق وی به مضامین عالی و جایگاه رفیع خاندان رسالت است. شما که از نزدیک شاهد این حالتهای معنوی بودید، صحنههایی از آن را برای ما بازگو کنید.
ایشان شبهای جمعه به زیارت سیدالشهدا(ع) شرفیاب میشد و بر خواندن زیارات مخصوص مثل زیارت شعبانیه و رجبیه مداومت داشت و حدود ده سال بطور پیوسته به زیارت حضرت اباعبدالله (ع) میرفت؛ مگر هنگام بیماری شدید یا مشکلات امنیتی. ایشان بیشتر مواقع روزه بود. از ابتدای خواندن زیارت عاشورا چشمانش از اشک پوشیده میشد، بغضش میترکید و محاسن شریفش زیر قطرات اشک خیس میشد، چنان که گاهی زائران حرم متوجه میشدند. یک بار که مرحوم شیخ جواد مغنیه و سید محمود خطیب، شهید را برای زیارت حرم اباعبدالله (ع) همراهی میکردند، پس از ورود به حرم مطهر، شیخ در برابر ساعت حرم میایستد و شاهد گریه و استغاثه ایشان میشود. زائران نیز پشت سر شهید میایستند و گریه میکنند. یک نفر از شیخ میپرسد: «این سید چه میکند؟» شیخ میگوید: «او میداند در برابر چه کسی ایستاده است و از معنا و مضامین حقیقی زیارت، خبر دارد.» شهید صدر بر خواندن زیارت روزانه امیرالمؤمنین (ع) نیز مداومت داشت و متن آن را حفظ بود. مطالب درسی و جزوات خود را به حرم میبرد و در آنجا به مطالعه درسها میپرداخت. زمانی به علت بیماری یک هفته قادر به شرفیابی نشد، فردی به دیدن ایشان آمد و گفت: «در خواب حضرت امیر(ع) را دیدم که فرمود: «پسرم محمدباقر چند روز است که برای مباحثه و درس نزدم نمیآید!»» ایشان روزهای عاشورا را بسیار متأثر میشد و درون و ظاهری حزنانگیز داشت. او پیوسته سعی میکرد آن روز را در کربلا باشد. حتماً در این روز زیارت عاشورا میخواند، مقتل گوش میکرد و با صدای بلند میگریست. خانواده شهید به همراه ایشان تا ظهر عاشورا از خوردن امساک میکردند و از خوردن غذاهای لذیذ در آن روز پرهیز داشتند. روز شهادت امیرالمؤمنین (ع) نیز با کسی ملاقات نمیکرد. شهید هر شب پنجشنبه، مجلس عزاداری اهل بیت (ع) را در منزل برگزار میکرد و در سالروز شهادت حضرت امام موسی کاظم (ع) سه شب روضه میخواند. خداوند متعال به ما چند دختر عطا فرمود. من نذر کردم که اگر خدا، پسری به ما بدهد، روز شهادت امام سجاد(ع) در منزل روضه بخوانیم و شلهزرد بپزیم. الحمدلله سال دیگر خدا سید محمد جعفر را به ما داد و من هنوز به این نذر عمل میکنم. آن شهید بزرگوار از غم و اندوه خود تنها به خدا شکایت میبرد و تنها با او مناجات میکرد. دردهای خود را تنها با او در میان میگذاشت و از او یاری میجست و در سختیها و گرفتاریها متوسل به ائمه اطهار(ع) میشد. چه بسیار لحظاتی که اعضای خانواده، او را در حال دعا و راز و نیاز با خدا و توسل به اهل بیت(ع) میدیدند. سید شهید، فرزندان خود را هم به این کار تشویق میکرد و به آنها میآموخت که شکایتها را تنها باید نزد خدا برد و کمک و یاری را تنها باید از او خواست. زمانی که منزل به محاصره درآمد و اوضاع بر خانواده تنگ شد و آنها تنها میماندند، آنها را به خواندن دعا و توسل به اهل بیت (ع) دعوت میکرد. ایشان بر حضور قلب در نماز مراقبت کامل داشت. به گواهی افراد خانواده هرگاه ایشان مشغول نماز میشد، خانه مالامال از عطر معنویت میگردید و آرامش و سکوت عمیقی فضا را پر میکرد. شهید دور از چشم جمعیت به نماز شب میایستاد، شبهای رمضان تا همه اعمال و ادعیه مربوط به آن شب را تمام نمیکرد، به دفتر کار خود نمیرفت. در سایر مناسبات دینی نیز با وجود مشغلههای زیاد به همین ترتیب عمل میکرد. زمانی که منزل ما به محاصره درآمد، به خصوص در ایام نزدیک به شهادت، فرصتی فراهم شد تا ایشان به شکلی عمیقتر و بیشتر به عبادت بپردازند. فکر میکنم کم شدن ارتباطات بیرونی، زمینهای شد برای انقطاع الی الله.
گستردگی کارهای علمی و تألیفات شهید بزرگوار حاکی از مداومت جدی بر این امر است. لطفاً از نحوه مطالعه و بحثهای معظمله نکاتی را بفرمایید.
ایشان برای درس و نوشتن و مباحثه پشتکار فراوانی داشت. هر شب برای مباحثه به منزل آیتالله خویی میرفت. یکی از شبها هوا بسیار سرد بود و سید مریض شده بود. من از ایشان خواهش کردم که آن شب به مباحثه نرود و در خانه استراحت کند تا بهبود یابد. در جواب گفت: «قرآن بیاور تا استخاره کنم.» آیه شریفه: «اذا رءا نارا فقال لاهله امکثوا انی آنست ناراً لعلی آتیکم منها بقبس …» آمد. رو به من کرد و گفت: «حالا چه؟ بروم یا نروم؟» من جواب دادم: «بروید. خدانگهدارتان باشد.» آیتالله صدر هنگام نوشتن و به دست گرفتن قلم، تا مطلب و منظورش را به جایی نمیرساند؛ سر از دفتر و نگارش برنمیداشت. گاهی من به ایشان میگفتم: «وحی بر شما نازل میشود که این گونه با سرعت مینویسید؟» تبسم میکرد و میفرمود: «چنین فرض کنید.» گاهی از شدت نوشتن سر انگشتانش متورم میشد. خمیری درست کرده بودم و من آن را دور انگشتان ایشان میپیچیدم، اما آن هم اثری نداشت؛ ولی شهید همچنان به نوشتن ادامه میداد. زمانی که مشغول نوشتن بود، از هیچ سروصدایی متأثر نمیشد. من سعی داشتم بچهها را ساکت یا از اتاق پدر خارجشان کنم؛ اما ایشان میگفت: «رهایشان کن! صدای آنها مرا اذیت نمیکند.»
در زندگی شخصی ایشان چه نکته بارزی توجه شما را بیش از هر چیز جلب میکرد؟
زهد ایشان برای من همیشه عبرتآموز بود. پس از ازدواج متوجه شدم که همه لباسهای وی عبارت است از عبا، یک قبا و یک دشداشه سفید. پرسیدم: «باقی لباسهایتان کجاست؟» مادرشان با خنده گفتند: «نگفتم همسرت از بیلباسیت تعجب خواهد کرد؟» به ندرت لباس تهیه میکرد و به کمترین اکتفا میکرد و میگفت: «مگر من چند جسم دارم که چندین لباس بدوزم و بخرم؟» در نهایت زهد میزیست و میگفت: «زندگی و معیشت مرجع باید مانند سایر طلبههای حوزه باشد.» پس از مرجعیت چیزی به اثاث منزل اضافه نکرد و خانه به همان شکل گذشته باقی ماند. یکی از دوستان به ایشان ماشینی هدیه داد، ولی هیچگاه از آن استفاده نکرد و دستور داد آن را بفروشند و پولش را بین طلبهها تقسیم کنند و برای خانواده مبلغی جزئی برداشت. هرگاه کسی لباس یا چیزی را به ایشان هدیه میداد، قبول و تشکر میکرد، سپس آن را به طلبههای نیازمند میداد. این برخورد از روی تکبر و خودخواهی نبود، بلکه از زهد و تقوای ایشان سرچشمه میگرفت. بیشتر وعدههای غذایش ساده و عادی بود. ایشان علاوه بر زهد در زندگی، به رعایت تساوی بین عموم مردم در خوراک توجه داشت.
برخورد رژیم حاکم عراق پس از مرجعیت با ایشان چگونه بود؟
پس از رحلت آیتالله العظمی آقای حکیم، شهید صدر با اصرار فراوان مردم برای تقلید روبرو شد و ناگزیر رساله عملی خود را منتشر کرد. ایشان قصد داشت با توزیع رساله عملی، توجیهی در مقابل بعثیها داشته باشد. مرجعیت شهید صدر با آرا و نظریههای ایشان در مورد تجدید نظر و پیشنهادات جدید و مؤثر در حوزه و دروس و بحثهای آن و نیز توجه به وضع معیشتی طلاب، همراه بود و در این دوران با مشکلات و سختیهای فراوانی روبرو شد، ولی با توکل به خدا و صبری که از اجدادش به ارث برده بود، همه آن مصائب را تحمل کرد. با وجود فشارهای زیادی که از طرف مزدوران بعثی به شهید صدر میرسید، وی به راه خود ادامه داد تا به مرحلهای رسید که بعثیها از جانب ایشان برای حکومت خود سخت نگران شدند و سه بار ایشان را به زندان بردند. هر بار ایشان میفرمود: «در راه رفتن احساس خوشی داشتم و امید به ملاقات خدا بسته بودم؛ ولی هنگام بازگشت مسؤولیت سنگینی را روی شانههای خود احساس میکردم.» پس از آنکه حکومتیها از سازشپذیری ایشان مأیوس شدند و دانستند که موضع خود را تغییر نمیدهد، ایشان را به همراه خانواده محکوم کردند تا در منزل اقامت اجباری داشته باشند، حق ملاقات و رفتوآمد با هیچکس را نداشتیم. این برنامه ده ماه طول کشید. شهید در این مدت مطالب جدید زیادی را به نگارش درآورد. بعضی از سورههای قرآن را حفظ کرد و به عبادت پرداخت. او تلاش میکرد تا خانواده را تسلا دهد و آنها را به صبر و حسن عاقبت وعده میداد. یک بار از ایشان سؤال کردم: «اگر خدای ناکرده شما را ببرند، ما چه کنیم؟» جواب داد: «شما خدای متعال را دارید و از همه کس بهتر است. من نیز شما را به او میسپارم.» همیشه چهرهاش خندان بود، با وجود شرایط سخت و هراسآور، با ایمان قوی و عزم راسخ به خدا توکل میکرد و کاملاً خود را تسلیم او کرده بود. بارها میگفت: «شما میتوانید بروید، صدام و عمالش، فقط مرا میخواهند و کاری به شما ندارند.» با این سخنان، دوستی و پیوند اعضای خانواده نسبت به ایشان بیشتر میشد. در سالهای آخر ضعیف و لاغر شده بود و به خاطر بالا بودن فشار خون، از بیشتر غذاها پرهیز میکرد.
از همین پرونده بیشتر بخوانید
آخرین دستگیری آیتالله صدر چگونه بود؟
وقتی قلدران صدام برای آخرین بار ایشان را با خود بردند، میدانست که این بار باز نخواهد گشت، چون بعثیها گفته بودند که ایشان را با خود به بغداد منتقل میکنند. با وجود این، ایشان با آرامش جواب داده بود: «من خیلی وقت است که آماده شهادتم.» هنگام رفتن رو به خانواده کرد و برای تسلای ما گفت: «هر انسانی بالاخره میمیرد و مرگ دلایل متعددی دارد. ممکن است انسان به علت بیماری بمیرد یا ناگهان در بستر بمیرد، یا به هر شکل دیگری؛ ولی مرگ در راه خدا از همه مرگها بهتر و شریفتر است. اگر به دست صدام و عمالش کشته نشوم، بالاخره به خاطر بیماری یا هر علت دیگری خواهم مرد. اگر مرگ من مصلحت یا فایدهای برای دین و تشیع داشته باشد، بهتر است با عزمی پایدار به سوی شهادت بشتابیم…» لحظههای آخر برای خانواده بسیار سنگین و غمگین بود.
مشهور است که شهید صدر از هوش سرشاری برخوردار بودند. خاطرهای به یاد دارید که حکایت از این هوش سرشار داشته باشد؟
محمدعلی خلیلی از همکلاسهای دوران مدرسه آیتالله صدر میگوید: «سید محمدباقر صدر بسیار باهوش و کمنظیر بود. معلمها او را به عنوان یک دانشآموز نمونه، کوشا، مؤدب و فرمانبر میشناختند. شخصیتش به گونهای بود که همه از دانشآموزان گرفته تا معلمان و مدیران به او احترام میگذاشتند. او چنان با قدرت صحبت میکرد که الگویی برای تمام دانشآموزان و خانوادههای آنان شده بود. با وجود سن کم، در هیأتهای عزاداری سازمانیافته توسط مدرسه در روز عاشورا یا سالروز شهادت ائمه اطهار(ع) روی سکویی در صحن شریف کاظمین چنان با زبان دلنشین سخن میگفت که مردم با شور و اشتیاق در هیأتهای عزاداری شرکت میجستند.» دوست دیگری میگوید: «من هر چه در مدح و ستایش وی بگویم، باز هم کم گفتهام. او در میان دانشآموزان همتایی نداشت، به گونهای که دانشآموزان اطراف او مینشستند و شهید محمدباقر برایشان به آرامی سخن میگفت. او سرتاپا آرامش و طمأنینه بود و همگی با شگفتی به گفتههایش گوش فرامیدادند. شور و شوق ما برای فراگیری باعث شد تا بارها به گروه وی ملحق شویم. ما تا آن زمان تنها نام چند دانشمند از جمله ادیسون، نیوتن و… را شنیده بودیم؛ اما او از مارکسیسم، امپریالیسم و دیالکتیک و واژههای فلسفی استفاده میکرد که برای ما ناآشنا بود. ما نمیدانستیم که بچهها و کودکانی که گرد او جمع شدهاند، آیا متوجه میشوند که سید باقر صدر چه میگوید یا نه؟! تمام هم و غمش این بود که ما متوجه سخنانش شویم و بفهمیم که از چه چیزی سخن میگوید. انگار در آن سالها نذر کرده بود به جای بازی، آموزگار ما شود. شهید به واقع یک نابغه بود.» سیدمرتضی عسکری مدیر محترم مدرسه وی میگوید: «ایشان در یک سال، دو کلاس را طی کرد. گاهی که به علت بیماری یا مسافرت غیبت داشت، باز هم سر جلسه امتحان، بهترین و صحیحترین جواب را مینوشت. از کودکی به کتاب و دفتر و قلم علاقه داشت. چندین بار که مادر بزرگوارش به دنبال او میگشت، او را در گوشهای از مدرسه مشغول مطالعه یا نوشتن یا تفکر مییافت.» مادر شهید صدر میفرمود: «محمدباقر پس از آنکه مرحله ابتدایی را به اتمام رساند، معلوم شد که اصرار فراوانی برای پوشیدن عمامه دارد. یکی از بزرگان فامیل از ایشان خواست عمامه نگذارد. او میگفت: «زندگی طلبگی خیلی سخت و دشوار است.» شهید صدر سه روز در منزل فقط به آب و نان اکتفا کرد. از ایشان پرسیدند: «چرا این قدر کم غذا میخوری؟» گفته بود: «میخواهم به شما ثابت کنم که میتوانم زندگی سخت طلبگی را تحمل کنم و خط اجدادم را در پیش بگیرم.» وقتی برخی از کتابهای سخت و عمیق فلسفی و منطقی ترجمه شده از زبان انگلیسی به عربی را نزد ایشان میآوردند؛ ایشان از روی موضوع، ترجمه صحیح را از غلط تشخیص میداد و راهنمایی میکرد. وقتی مترجمان با دقت بیشتر به اصل متن برمیگشتند، متوجه میشدند که سخن شهید درستتر و دقیقتر است. زمانی که دکتر کریم متی قسمتی از کتاب «معرفت انسانی» برتراند راسل را برای شهید ترجمه کرد، شهید صدر در آن اشتباهی پیدا کرد و گفت: «من بعید میدانم که این اشتباه از راسل باشد.» مترجم به متن اصلی نگاه کرد و اشتباه خود در ترجمه را یافت.
به نظر جنابعالی چه جریانی در به شهادت رساندن آیتالله صدر و خواهر بزرگوارشان نقش اصلی را داشت و چه نتیجهای عایدشان شد؟
رژیم با فرستادن مأموران و مزدوران خود نزد آیتالله صدر سعی کرد او را از راهی که در پیش گرفته، منصرف کند. فشارهای زیادی به شهید صدر وارد کرد، ولی ایشان ثابت و استوار ایستاد و همچنان از انقلاب اسلامی ایران و حضرت امام (ره) و مردم انقلابی ایران حمایت کرد و هرگز به خواستههای رژیم خونخوار صدام گردن ننهاد. همین امر موجب شد تا نظام بعث تصمیم به قتل شهید صدر و خواهر شریفش بگیرد. رژیم بعث عراق بیم داشت که مبادا شهیده بنتالهدی پس از برادرش سید محمدباقر مردم را به اعتراض و تظاهرات دعوت کند و رژیم را مفتضح سازد؛ از این رو هر دو را با هم شهید کرد. رژیم عراق، شهید صدر را زیر فشار قرار داد تا از حمایت خود نسبت به انقلاب اسلامی ایران و رهبری این انقلاب دست بردارد، ولی شهید میگفت: «دفاع از انقلاب اسلامی واجب است و مرجعیت شیعه جز اقامه و برپا کردن حکومت اسلامی هدفی ندارد. حال که آیتالله خمینی آرزوی من را تحقق بخشیده، دیگر برای من فرقی نمیکند.»
میزان استقبال از جلسات درس شهید چگونه بود؟ چه کسانی از محضر ایشان استفاده میبردند؟
ایشان درس اصول خود را در سال ۱۳۷۸ قمری شروع کرد. آن زمان فقط تعدادی از طلاب جوان و همسن ایشان از درس بهرهمند میشدند. پس از آن شماری از طلاب لبنانی به درس ایشان ملحق شدند. این مجمع درسی، کمکم بزرگتر و گستردهتر شد تا جایی که به اندازه درس آیتالله العظمی خویی جمعیت داشت. اکثر طلاب ایشان، لبنانی و ایرانی بودند و طلاب عراقی کمتر دیده میشدند.
شهید صدر نسبت به تربیت فرزندان، به خصوص دختران به چه نکاتی توجه میکردند؟
ایشان با تأکید میفرمود: «دختر گل خوشبوست و رزقش را خدا میدهد. اگر دخترها درست تربیت شوند و حق آنها در زمینه آموزش امور دین و دنیا ادا گردد، زمینهساز رشد و حضور فعال، مؤثر و سودمند در جامعه خواهند بود.» از این رو به دختران خود توجه فراوان داشت و چنان با لطافت و عطوفت با آنها رفتار و به احساساتشان توجه میکرد که در عالم کودکی هر یک تصور میکردند که پدر، او را بیش از سایرین دوست دارد. ایشان هرگز دخترها را مجبور به انجام کاری نمیکرد و با تفاهم با آنها سخن میگفت. به هر یک از دختران خود روزانه یک درهم میداد. در فصل موز که در مدرسه نیز به فروش میرفت و یک عدد موز را به قیمت ۶۰ قران میفروختند (هر درهم ۵۰ قران بود)؛ دخترها از پدر درخواست میکردند که ۱۰ قران بیشتر بدهد تا موز بخرند. ایشان میگفت: «من حرفی ندارم به شما ۱۰ قران بیشتر بدهم، ولی به من بگویید آیا همه دخترهای مدرسه موز میخرند؟» وقتی پاسخ منفی دخترها را میشنید، میفرمود: «پس بهتر است شما هم مثل دخترهای معمولی از اکثریت باشید، نه اقلیت.» یک روز پس از میهمانی در منزل، سید به همراه یکی از دخترها وارد آشپزخانه شد و گفت: «امروز مادرت بسیار خسته شد، بهتر است من و تو در شستن ظرفها به او کمک کنیم.» همیشه این حدیث شریف امام جعفر صادق (ع) بر زبانش بود: «ولایتی لعلی بن ابی طالب خیر من بنوتی: پیروی من از علی بن ابی طالب برتر و مهمتر از فرزندی من نسبت به آن حضرت است.» و نیز از پیامبر اکرم (ص) این حدیث را پیوسته تکرار میکرد: «لا فضل لعربی علی اعجمی الا بالتقوی: نژاد بر نژاد دیگر برتری ندارد جز به تقوا.» ایشان با همه مقام و منزلتش و به عنوان مرجع تقلید به کسی اجازه نمیداد تا او را مدح و ستایش کند. همواره به همه و به دختران خود گوشزد میکرد از اضافه کردن القاب و عناوین بپرهیزند و میفرمود: «فقط بنویسید، سید محمدباقر صدر، بدون هیچ اضافهای.» دنیا را محل گذر میدانست و این از محورهای مهم اندیشه ایشان بود. در فرمایشات و سفارشاتش به دختران، انسان را مسافر و رهگذر عنوان میکرد و از آنها میخواست تا به دنیا دل نبندند و هر چه سبکبارتر، خود را برای انتقال به نشئه آخرت آماده سازند، زیرا: «ینجوا المخففون: سبکباران نجات مییابند.» به تعبیر شهید، این دنیا و ما یتعلقش همه مربوط به بدن انسان میشود و چون بدن انسان فانی است، پس این امور هم با آن فانی میشود و همراه روح به آن دنیا منتقل نمیگردد، بلکه آنچه میماند و انسان را تا سرای آخرت همراهی میکند، متعلقات روح است. پس باید سعی کنیم ذخیرههای معنوی و روحی را بالا ببریم. وقتی دخترها به سن تکلیف میرسیدند، وضو میگرفت و پیش روی آنها نماز میخواند و با احترام و با اقتدا به روش مولایش حسنین (ع)، اشتباهاتشان را تصحیح و آنها را به تلاوت قرآن و خواندن ادعیه و زیارت تشویق میکرد. به نماز اول وقت توجه خاصی داشت و بر نماز صبح تأکید ویژه میکرد و میفرمود: «در صورتی که فردی تا دیر وقت بیدار بماند و بداند که قادر به برخاستن برای نماز صبح نیست، جایز نیست بخوابد.» از مقررات خانه این بود که هر یک از دختران که برای سال اول روزه میگرفت، آزاد بود تا غذای افطار را تعیین کند (البته غذایی معقول) و در پایان ماه به مناسبت اتمام اولین ماه روزهداری، به او هدیهای (با قیمتی معقول) میداد. فوقالعاده با محبت و مهربان بود. بچهها هم کاملاً مطیع پدر بودند و احترام فوقالعادهای به ایشان میگذاشتند.
بیشتر بخوانید
برخورد ایشان با عامه مردم چگونه بود و چه رابطهای با آنها داشتند؟
شخصی بود متواضع، گرم، لطیف، گویا و پذیرای مزاح و لطیفههای جالب و معقول همراه با متانت و وقار. با همه کس و حتی با ناآشنایانش در نخستین برخورد به گونهای رفتار و ابراز انس و الفت میکرد که گویی مدتهاست با او سابقه آشنایی دارد. این نکته اخلاقی خیلی ارزشمند است و اثر مثبت و مفید آن در روحیه طرف مقابل محسوس بود و به یاد میماند و از هر درس و بحث زبانی مؤثرتر است. در ملاقاتها گرم و خوشرو بود و از احوال همه نزدیکان او جویا میشد، اگر مریض میشد؛ از او عیادت و اگر محتاج بود، مساعدت میکرد. کمکها را شبها به خانوادههای محترم و مستضعف میرساند تا کسی از این موضوع مطلع نشود. همیشه میفرمود: «اگر کسی از من انتقاد و بدگویی کرد، شما آن موضوع را برای من بازگو نکنید و حمل بر صحت کنید.» کسی را بر دیگری ترجیح نمیداد و همه اقوام را دوست داشت و احترام میکرد. یکی از روزهای دهه عاشورا، ایشان به مجلس تعزیه رفت. اتاقها پر بودند. ایشان وارد اتاق نشد و در حیاط نشست. صاحبخانه اصرار کرد که: «بفرمایید داخل اتاق.» ولی شهید گفت: «فرقی نمیکند. همه جای مجلس امام حسین (ع) برکت است.» ایشان در سالروز شهادت امام موسی جعفر (ع) در خانه روضهخوانی داشت. یک بار یکی از مداحان شعری را در مدح شهید صدر سرود. شهید از او خواست تا ادامه ندهد. او اصرار کرد، ولی شهید صدر قسمش داد که از خواندن منصرف شود و ذکر اهل بیت (ع) را دنبال کند. هر کس برای سلام دادن یا سؤال پرسیدن به شهید نزدیک میشد؛ وی با روی گشاده به حرفهایش گوش میسپرد و فرقی نمیکرد که آن شخص کوچک است یا بزرگ، کاسب است یا طلبه. برای نسل جدید و جوانان باسواد اهمیت فراوانی قائل بود و احادیث دینی و اجتماعی را برای آنها بازگو میکرد. طلبهای نقل میکند که زمانی جوانی با تعدادی از دوستانش برای درس خواندن به حرم حضرت امیرالمؤمنین (ع) مشرف میشوند. یک بار که سید شهید را در حال ورود به حرم به قصد اقامه نماز صبح میبینند، نزدیک میروند و اجازه میگیرند تا سؤالی را مطرح کنند. شهید با خوشرویی عذرخواهی میکند و میگوید: «وقت نماز دیر میشود و نمیتوانم با شما بمانم و به سؤالهایتان جواب بدهم.» روز بعد، شهید ساعتی زودتر به حرم مشرف میشوند و با دیدن جوانان به آنها میگوید: «امروز زود آمدم تا سؤالهایتان را بشنوم و جواب بدهم.» سپس جوانان زیراندازی پهن میکنند و سید برای پاسخگویی در کنارشان مینشیند. یکی از طلبهها نقل میکرد که وقتی ۱۱ سالش بود، کتاب مختصری را درباره آموزش نماز در ده صفحه نوشت و با خود فکر کرد بهترین فردی که میتواند کتابش را تصحیح کند، سید صدر است. به همین منظور نزد سید که در مسجد طوسی مشغول تدریس خارج بود، میرود. سید با روی باز از او استقبال میکند، کتاب را میگیرد و پس از چند روز تصحیح شده آن را به همراه حاشیههایی که برایش نوشته بود، به او برمیگرداند و میگوید: «اگر پدرت کتاب را برایت چاپ نکرد، آن را بیاور تا با هزینه خودم برایت چاپ کنم.» رفتار ایشان با شاگردان همچون پدری پرعطوفت بود. به گواهی خودش با تمام وجود و احساسش با آنان مهربانی میکرد. در آخر نوشتههایش با شاگردان خود از عنوان «پدرتان» استفاده میکرد و همواره میگفت: «دوست دارم فرزندانم از پدرشان و کارهایی که این پدر به خاطر آنها انجام داده، راضی باشند.»
از شهیده عالیمقام، بنتالهدی صدر برایمان بگویید.
بنتالهدی، اسم مستعار ایشان است. وی آمنه نام داشت. خواندن و نوشتن را بدون آنکه وارد مدرسه رسمی شود، فرا گرفت. دروس نحو، منطق، فقه و بقیه معارف اسلامی را نزد برادرش سید محمدباقر در منزل خواند. ایشان در کودکی در دامان مادری مهربان و دلسوز و با اصالت و صابر و برادرانی فاضل و عالم پرورش یافت و دروس ابتدایی را در منزل به اتمام رساند. بیشتر اوقات کتابهای دینی، ادبی، تاریخی را مطالعه میکرد. در ۱۲ سالگی در روزنامه دوازده صفحهای به نام مجتمع، آداب و رسوم و نوع لباس و فرهنگهای مختلف و انواع عبادت اقوام را شرح میداد و چاپ میکرد. پس از مدتی شروع به تدریس کتابهای علمی و حوزوی کرد و در سالهای آخر عمر خود در منزل، کتاب «شرایع الاسلام» علامه حلی را تدریس میکرد. مسؤولیت مدارس دینی الزهرا(س) در کاظمین و نجف به عهده او بود. زبانی گرم و شیرین و جذاب داشت و خوشقلب و مهربان و متواضع بود. سالها با هم در یک منزل زندگی کردیم و من عملی خلاف عدالت از ایشان ندیدم. همیشه غصه دین و اصلاح جامعه را داشت و به هر نحو که میتوانست، در ترویج اسلام و آشنا ساختن نسل جوان، خصوصاً دوشیزگان با اسلام همت میکرد و میگفت: «اسلام غریب است و دلسوز کم دارد.» با همه وجود خود در راه این هدف پیش میرفت تا به درجه شهادت رسید. پس از آنکه صدام لعنتاللهعلیه، بنتالهدی را به شهادت رساند، بعضی به او گفته بودند: «چرا خواهر را به قتل رساندی؟» او در جواب گفته بود: «من قضیه حسین را تکرار نمیکنم. زینب بعد از برادرش، یزید و آل امیه را مفتضح کرد.» بانوی شهید، بنتالهدی صدر، بازدهی دینی فراوانی داشت و سعی میکرد از طریق ارشاد و هدایت دختران جوان، پرچم اسلام را همواره برافراشته نگاه دارد. با نوشتن کتابهایی به روش معاصر و مطابق با مذاق روز جوانان، اولین زن شیعهای بود که دست به این شیوه مبارزه زد. رمانهای ایشان عمدتاً الهام گرفته از واقعیتهای عینی جامعه آن روز بودند که با مهارت و قلمی شیوا، ادبی و شوقانگیز، تشنگان ادب و هنر دین را به سوی خود جلب میکردند. ایشان در این آثار با راهنماییهای آمیخته به نکات عقیدتی به آگاهیبخشی و اطلاعرسانی به دختران و پسران جوان خواننده میپرداخت و با آشکار کردن جنبههای ناپیدای زندگی به آنها، از نیات پلید حکام که خواستار نابودی دین و علم در قلب جوانان بودند، پرده برمیداشت. نظام بعث، این کتابها را ممنوع کرده بود؛ اما تقاضای زیادی برای مطالعه آنها وجود داشت و مردم آنها را تهیه میکردند و میخواندند. اگر خانهای مورد بازرسی و یا هجوم مزدوران رژیم قرار داشت، آنها را همراه کتابهای شهید صدر در خاک باغچه پنهان میکرد. مجموعه داستانهای ایشان به نام «القصص الکامله» چاپ شدهاند. داستانها معمولاً حاوی آیات و روایات و احادیث اهل بیت (ع) هستند و به شکلی منسجم و همگون در داستان گنجانده شدهاند و با نگاهی جالب و مفید نسبت به دین و دنیا پایان مییابند. یکی دیگر از آثار ایشان کتاب خاطرات حج است. این کتاب شامل شرح سفر بنتالهدی از لحظه ورود به فرودگاه بغداد به منظور پرواز به مکه تا لحظه بازگشت است. در زمینه ادبیات و شعر نیز ایشان در کتاب خاطرات حج قصیدهای را آورده است. قصیده دیگری نیز در مورد نماز دارد که در کتاب آموزش نماز بر اساس فتاوای شهید آیتالله صدر نوشته شده است. در نتیجه راهنماییها و ارشادات ایشان، زنان و دختران زیادی حجاب اختیار کردند. چه بسا برخی از آنها دست از زندگی پر زرق و برق خود شستند و دیندار و یاور نیازمندان و مرشد ناآگاهان شدند. تعدادی از آنهایی که در رکابش بودند، پیش از شهادت وی و تعدادی دیگر بعد از شهادت او، جام شهادت نوشیدند. علویه بنتالهدی و برادرش شهید صدر در ماه محرم در منزل خود که نزدیک مشهد مشرف حضرت امیر(ع) قرار داشت، مجلس عزای حسینی برپا میکردند. همچنین در شبهای قدر با حضور زنان دیگر در منزل خود مراسم احیا و سخنرانی داشتند که به دلیل آزار و اذیت سازمان اطلاعات بعث مخفیانه برگزار و در نهایت، از حاضران با غذای خانگی به عنوان سحری پذیرایی میشد. ایشان از مادر پیر خود نیز مراقبت میکرد. ارتباط وی با برادرش، سید شهید علاوه بر ارتباط خواهر و برادری، ارتباط دوستی و بیش از آن ارتباط شاگرد و استادی بود؛ به همین علت علویه شهید، ریز و درشت موضوعات دینی، سیاسی و اجتماعی را که به ذهنش میرسید، با برادر در میان گذاشت. افراد زیادی برای خواستگاری از ایشان میآمدند، اما وی بیشتر به فکر این بود که فعلاً دین به او نیاز دارد و به خاطر جو آن زمان حاضر نبود خود را در چهارچوب تنگ زندگی محدود کند. میگفت: «ترکیب این دو راه سخت است.» بدین ترتیب همچنان در خدمت دین حنیف اسلام باقی ماند و در مسیر برادرش قدم نهاد تا خدای خود را ملاقات کرد. از نکات دیگری که مورد توجه ایشان قرار داشت، برگزاری جشن تکلیف برای دختران تازه مکلف بود. وی دختران جوان را متوجه مسؤولیت جدیدی که بر دوششان قرار میگرفت؛ میکرد و همه تلاش او صرف این معنا میشد که آنها را تشویق کند تا با قدرت تمام در برابر وسوسههای شیطانی بایستند و تواناییهای دینی و فطری خود را شکوفا سازند. زنده بمانم و چه بمیرم. هیچ حرف دیگری ندارم و برای شهادت آماده هستم.»
انتهای پیام/
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم مهدی فریدونیان، در دهمین همایش مرغ مادر گوشتی ایران، با انتقاداتی صریح از سیاستگذاری در صنعت طیور کشور اظهار داشت: سویه آرین با وجود تبلیغات گستردهای که پیرامون آن صورت گرفته، به هیچوجه قابل دفاع نیست و به نظر میرسد ادامه حمایت از این سویه نه تنها سودی برای صنعت طیور به همراه ندارد، بلکه ممکن است این صنعت را با بحرانهای جدیدی روبرو کند.
وی با بیان اینکه هیچکس نمیپرسد سازوکار صدور مجوزهای فروش جوجه آرین در فضای مجازی چیست، افزود:ما بارها درباره مشکلات این سویه هشدار دادهایم، اما این هشدارها شنیده نمیشوند. برخی با نادیده گرفتن واقعیتها، تنها در پی زیبا جلوه دادن وضعیت هستند، در حالیکه آنچه در بطن صنعت رخ میدهد، چیز دیگری است.
دبیر انجمن مرغ مادر افزود: خبری از شرکتهایی که اقدام به واردات جوجه مرغ مادر خارجی کردهاند و نیمی از تولید آنها خروس از آب درآمده، نیست. این در حالی است که ارز ترجیحی که باید برای تأمین داروهای بیماران خاص هزینه میشد، به خوراک جوجههایی اختصاص یافت که جز اتلاف منابع، هیچ عایدی برای کشور نداشتند.
فریدونیان همچنین با اشاره به سکوت برخی مسئولان گفت: هیچکس درباره واکسنهای آلوده پاسخگو نیست. اعتماد عمومی نسبت به کیفیت جوجهها هم مورد پرسش قرار نمیگیرد، زیرا به نظر میرسد «پرسشگری» در کشور ما به مرخصی اجباری رفته است.
وی افزود: در کشوری که دولت هم مرغدار است، هم واردکننده و هم فروشنده نهاده، عجیب نیست که حتی مرغ هم سیاسی شود. وقتی پرسشی مطرح میشود که با منافع برخی همسو نیست، بلافاصله برچسب سیاسی به آن زده میشود.
دبیر انجمن مرغ مادر همچنین اظهار کرد: ما نسلی هستیم که در سختترین شرایط، از دوران جنگ و بازسازی عبور کردهایم. امروز چیزی برای از دست دادن نداریم و تهدید به ناامنی یا تحریم دیگر بر ما اثرگذار نیست.
آنفلوآنزای فوقحاد پرندگان، تهدیدی جدی برای صنعت طیور کشور
سعید چرخکار دبیر علمی بخش دامپزشکی دهمین همایش انجمن مرغ مادر گوشتی ایران با تأکید بر افزایش شیوع بیماریهای ویروسی در سالهای اخیر، بر لزوم تقویت آموزش و آمادگی نیروهای تخصصی برای مقابله با بیماریهای نوظهور در صنعت دامپزشکی تأکید کرد.
وی در سخنانی با اشاره به تأثیرات جنگهای اخیر و محدودیت منابع اولیه بر افزایش بیماریهای انسانی و دامی، اظهار کرد: در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ شاهد افزایش موارد بیماریهای ویروسی در انسانها و همچنین بروز آنفلوآنزا در گلههای مختلف دام و طیور در کشور بودیم.
وی در ادامه افزود: در همین راستا، به مسئولان همایش پیشنهاد دادم که تمرکز بیشتری بر بیماریهای نوپدیدی همچون کرونا و تقویت رویکرد پیشگیرانه در مقابله با این بیماریها در بخش آموزش داشته باشند. خوشبختانه دو تن از همکاران مسئولیت پیگیری این موارد را پذیرفتهاند و قرار است جلسات تخصصی در این زمینه برگزار گردد.
چرخکارخاطرنشان کرد: در طول این سالها بارها شاهد شیوع گسترده بیماریهای ویروسی در کشور بودهایم. در شرایط کنونی و با توجه به وضعیت جهانی، آنفلوآنزای فوقحاد پرندگان یکی از تهدیدات جدی برای صنعت دام و طیور به شمار میرود.
وی در پایان تصریح کرد: علیرغم اجرای سیاستهای کنترلی و برنامههای واکسیناسیون، هنوز احتمال بروز بیماری وجود دارد. به عنوان نمونه، در اواخر سال گذشته در یکی از واحدهای صنعتی که واکسیناسیون در آن صورت گرفته بود، علائمی متفاوت از الگوهای رایج آنفلوآنزا مشاهده شد.
انتهای پیام/
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم دهمین همایش انجمن مرغ مادر گوشتی ایران به همراه نمایشگاه جانبی، در محل مرکز همایشهای بینالمللی کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
در جریان این همایش، حامد نجفی، استاد دانشگاه تربیت مدرس، در میزگرد اقتصادی صنعت مرغداری گوشتی با اشاره به تأثیر تغییرات سیاستهای اقتصادی بر سفره مردم، اعلام کرد: مصرف سرانه گوشت قرمز در کشور از حدود ۱۹ کیلوگرم در ابتدای دهه ۷۰ به ۹٫۵ کیلوگرم کاهش یافته است.
وی افزود: در مقابل، مصرف سرانه گوشت سفید از ۱۳ کیلوگرم به حدود ۳۰ کیلوگرم افزایش یافته و بازار تخممرغ نیز با رشد تقاضا مواجه شده است؛ بهگونهای که مصرف سرانه از ۹ کیلوگرم به ۱۴ کیلوگرم رسیده است.
نجفی تأکید کرد: تغییر در استراتژیهای دولتی بر بازار تقاضا تأثیر گذاشته و صنعتگران را به سمت تولید بیشتر سوق داده است، اما نبود راهبرد شفاف در زنجیره تولید، بهویژه در بخش کشاورزی و صنعت طیور، آینده این بخش را با ابهام روبرو کرده است.
وی با بیان اینکه اهداف کمی مشخص هستند اما در زمینه استراتژیهای کلان اجماع نظر وجود ندارد، به آمار مرکز آمار ایران درباره تورم خوراکیها در اسفند ۱۴۰۳ اشاره کرد و گفت: تورم عمومی خوراکیها ۴۱ درصد بوده، در حالیکه تورم نقطه به نقطه تخممرغ ۴٫۵ درصد و مرغ ۸ درصد گزارش شده که نشاندهنده سرکوب قیمتی و فشار بر این دو صنعت است.
به گفته این استاد دانشگاه، سرکوب قیمتها در کوتاهمدت ممکن است باعث رضایت عمومی شود، اما در بلندمدت تولید، اقتصاد صنعت و خودکفایی کشور را با آسیب جدی مواجه میسازد.
نجفی اظهار داشت: ادامه این روند در بخش کشاورزی و صنعت طیور منجر به کاهش سرمایهگذاری شده و پرداخت تسهیلات در سال گذشته نیز به کمترین میزان طی سالهای اخیر یعنی حدود ۵٫۸۸ درصد رسیده است که بیانگر وضعیت نامطلوب این حوزه است.
*خطاهای تشخیص در دامپزشکی طیور
آرش قلیان چچی لنگرودی استاد دانشگاه تهران نیز در این همایش درباره خطاهای تشخیص در دامپزشکی طیور، اظهارداشت: برای تشخیص نهایی بیماری ها نباید تنها یک روش مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به خطاهای سیستم های آزمایشگاهی گفت: علاوه بر اشتباهاتی که روند آزمایش رخ می دهد با خطاهای انسانی حتی در بخش پذیرش مواجه هستیم به طوری که درباره خطاهای پذیرش تا به امروز چندین مقاله نوشته شده است و حتی می توان گفت تعداد آن بیشتر از خطاهای آزمایشگاهی است.
وی افزود: در حوزه های تشخیص دامپزشکی یکی از مهم ترین مشکلاتی که در ارتباط با تشخیص در روند آزمایش انجام می شود برش های نامناسب از بافت است؛ بافت هایی که نمونه گیری میشوند نباید زمان زیادی از آن گذشته باشد تا در نهایت منجر به نتایج اشتباهی نشود.
انتهای پیام/
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، مصوبه هیات وزیران درخصوص اصلاح آییننامه اجرایی متناسبسازی حقوق بازنشستگان برای سال ۱۴۰۴ از سوی معاون اول رئیس جمهور ابلاغ شد.
در این مصوبه امده است، بازنشستگانی که حقوق بازنشستگی آنها در طول سال ۱۴۰۳ برقرار شده است در صورت داشتن شرایط قانونی از ابتدای سال جاری مشمول هفتاد درصد ما به التفاوت همسان سازی خواهند شد.
انتهای پیام/
به گزارش خبرگزاری تسنیم، مرتضی احمدی، در واکنش به خبر تغییر موضع سازمان توسعه تجارت ایران در زمینه حقوق ورودی خودروهای وارداتی، گفت: بر اساس بند ” ر” تبصره یک قانون بودجه سال ۱۴۰۴، منابعی برای واردات خودرو به شکل خاص در نظر گرفته شده است و در انتهای بند نیز آمده است که حقوق ورودی خودروها وارداتی از این محل ۱۰۰ درصد تعیین میشود.
وی با بیان اینکه حقوق ورودی خودرو بر اساس ویژگی های خودرو در کتاب مقررات متفاوت بوده و عمدتا زیر ۱۰۰ درصد است ، تصریح کرد: سازمان توسعه تجارت ایران در تاریخ ۱۶ فروردین، به گمرک اعلام کرد که تکلیف قانون برای حقوق ورودی ۱۰۰ درصدی، برای واردات ازمحل منابعی است که در آین قانون پیش بینی پیشبینی شده و باتوجه به اینکه هنوز آییننامه اجرایی این بند تدوین و تصویب نشده و ثبت سفارشی هم بر این اساس صادر نشده است، از این رو برای ثبت سفارشهای دیگر از محلهای دیگر بر اساس تعرفههای حقوق ورودی مندرج در کتاب مقررات میبایست عمل شود.
احمدی ادامه داد: هر زمان آیین نامه و شرایط واردات از این محل در دولت تصویب شد؛ سازمان توسعه تجارت نیز بر آن اساس امکان ثبت سفارش را فراهم خواهد نمود و مجددا نحوه عمل در خصوص این ثبت سفارشات به گمرک اعلام خواهد شد. و نتیجتا گمرک می بایست بر اساس حقوق ورودی منطبق با قانون بودجه برای این ثبت سفارشات عمل نماید.
معاون برنامهریزی و مقررات سازمان توسعه تجارت ایران در پایان اضافه کرد: سازمان توسعه تجارت با اعمال حقوق ورودی ۱۰۰ درصد به صورت کلی و مساوی برای همه انواع خودرو از دیدگاه کارشناسی موافق نبوده و زمانی که لایحه نیز در حال بررسی بوده، نظر کارشناسی سازمان به صورت مکتوب اعلام شده است اما به هر صورت متن کلی تصویب شده و اجرای قانون مصوب برای کلیه دستگاهها لازم است.
انتهای پیام/
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم؛ در سالهای آغازین دهه ۱۹۸۰ میلادی، و در پی پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، هستههای مبارزاتی در عراق نیز جان گرفتند. یکی از مهمترین این تشکلها، ارتش آزادیبخش اسلامی عراق بود که زمینهساز پیدایش «جماعت علمای مجاهد» شد؛ نهادی که در ادامه، بهصورت سازمانیافتهتری تحت عنوان «مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق» فعالیت خود را در حوزههای سیاسی، فرهنگی، تبلیغی، نظامی و اجتماعی آغاز کرد. در میان بنیانگذاران این نهاد مهم که امروز به یکی از تأثیرگذارترین احزاب در مجلس نمایندگان عراق تبدیل شده است، نام آیتالله سید محمود هاشمی شاهرودی، شاگرد برجسته و مورد اعتماد شهید صدر، بهچشم میخورد. او به دلیل نبوغ علمی خیرهکنندهاش، پیش از آنکه به سیسالگی برسد، از استاد خود اجازه اجتهاد دریافت کرده بود.
ارتباط شخصی آیتالله شاهرودی با شهید صدر از دیگر شاگردان عمیقتر بود. او در زمره نزدیکترین افراد به آن مرجع شهید بهشمار میرفت. همین نزدیکی موجب شد تا در جریان نهضت اسلامی، واسطه مکاتبات میان امام خمینی(ره) و شهید صدر شود. او دیدگاههای شهید صدر را در مورد مسائل کلان امت اسلامی ـ از جمله فشارهای فزاینده رژیم بعث بر حوزه نجف، دستگیری و اعدام علما، اخراجهای گسترده، و سرکوب مراسم مذهبی شیعیان ـ به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران منتقل میکرد. سابقه مبارزاتی آیتالله شاهرودی با رژیم بعث عراق، نقش کلیدی او در تأسیس مجلس اعلای عراق، و نیز ابتکار برگزاری «کنفرانس بینالمللی جنایات صدام» در ایران، جایگاه وی را در میان نیروهای مبارز و نهادهای انقلابی بهشدت ارتقا داد. بههمین دلیل، رژیم بعث صدام حسین، وی و خانوادهاش را هدف اصلی انتقام قرار داد. سه برادر آیتالله شاهرودی ـ سیدمصطفی، سیدهادی و سیدمحسن ـ تحت شکنجههای شدید در زندانهای عراق به شهادت رسیدند.
با پیروزی انقلاب اسلامی، شهرهای عراق، بهویژه نجف اشرف، صحنه تظاهرات گسترده در حمایت از انقلاب ایران و رهبری امام خمینی(ره) شد. همین موج انقلابی، حساسیت رژیم صدام را برانگیخت. دستگاههای امنیتی عراق برای شناسایی و دستگیری علما و مبارزان شیعه ـ از جمله آیتالله شاهرودی ـ اقداماتی گسترده ترتیب دادند. بنا به درخواست شهید صدر، آیتالله شاهرودی خاک عراق را ترک کرد؛ ابتدا به کویت و سپس به ایران مهاجرت نمود. ناتوانی رژیم در دستگیری شخص او، باعث شد صدام به روشی انتقامی متوسل شود. سه برادر وی را دستگیر، اعدام، و حتی از تحویل پیکرشان به خانواده نیز خودداری کرد. این جنایتها، نهتنها چهره واقعی رژیم بعث را افشا کرد، بلکه بیشازپیش مشروعیت مبارزات نیروهای انقلابی را تثبیت نمود.
تا سال ۱۳۸۶ که تاریخنگار فرزانه، جناب محمدرضا کائینی با آیتالله شاهرودی درباره شهید صدر گفتوگو کرد و در مجله شاهد یاران منتشر شد، تقریباً هیچ روایتی از آیتالله شاهرودی درباره استاد گرانقدرش نمیتوان یافت. آوردن متن گفتوگوی آیتالله هاشمی شاهرودی درباره نحوه آشنایی و همچنین خلقیات و شیوه تدریس استاد شهید آیتالله صدر ذیلاً آمده است. پیدیاف این گفتوگو در آرشیو نشریه شاهد یاران (۱۳۸۶) در دسترس است.
از همین پرونده بیشتر بخوانید
* * * * *
ما برای تدوین بهینه این یادمان، تمامی ویژهنامههایی را که درباره شهید صدر منتشر شدهاند مطالعه کردهایم و با عنایت به اینکه جنابعالی بیش از بسیاری در جریان زندگی و اندیشههای آن شهید بزرگوار هستید، اما تاکنون در این باب سخنی نگفتهاید و خاطرات شما درباره ایشان، در واقع حلقه مفقوده پژوهشهای کسانی است که در این زمینه به تحقیق و پژوهش پرداختهاند، به عنوان نخستین پرسش بفرمایید که چرا تا کنون در این باره سکوت کردهاید؟
بله، سؤال جالبی را مطرح کردید. علت این سکوت آن است که اولاً صحبت کردن درباره تمام ابعاد شخصیت انسانهای بزرگ کار آسانی نیست. ثانیاً چون ایشان دارای بعد سیاسی و اجتماعی هم بود، بیشتر کسانی که درباره ایشان قلم زدند و نوشتند، دنبال این بودند که به نوعی خود را به ایشان متصل و ایشان را جزو جناح سیاسی خودشان قلمداد کنند، عین مسئلهای که در مورد امام (ره) اتفاق افتاده است. من نخواستم وارد این عرصه شوم، چون اگر کسی بخواهد وارد این میدان شود، قهراً باید بعضی از نکات را نفی و بعضی را اثبات کند و این شاید خوشایند آن جریانات نباشد، مخصوصاً در آن شرایط سالهای اول پس از شهادت ایشان که شرایط خاصی بود؛ شرایط جنگ با عراق و مبارزه علیه رژیم صدام بود. لذا احساس کردم هر چه کمتر در این زمینه وارد شوم، شاید برای کل جریان مبارزه اصلح باشد و در این قسمت، چندان درگیری و اختلافی مطرح نشود، ولی همان طور که اشاره کردید تا امروز، یک اثر جامع و مانع درباره ایشان گردآوری و منتشر نشده است. حقیقت ابعاد شخصیت ایشان واقعاً تا کنون بررسی نشده است. عرض کردم که هم سختی کار مانع از این امر میشد، چون این شناخت، کار سادهای نیست و هم تنشها و چالشهایی که در میان برخی از چهرهها و گروهها وجود داشتند، مانع میشد که ما سعی کنیم وارد این گود نشویم. قطعاً اگر وارد میشدیم؛ همانطور که عرض کردم اگر قرار بود نکاتی را نقل و نقد کنیم، بحث شروع میشد. این بود که بیان برخی از گفتنیها را درباره زندگی فرهنگی و علیالخصوص سیاسی ایشان صلاح ندانستم.
چه زمینههایی سبب شدند که این درجه از نزدیکی با افکار و اندیشهها و شخصیت شهید آیتالله صدر برای جنابعالی حاصل شود؟
من در دبیرستان بودم و شهید صدر در عراق به عنوان یک چهره فقیه نوپای جوان، با فکر و اندیشههای جدید مخصوصاً در سطح دانشجوها و نسل جوان مطرح شده بود؛ به ویژه کتابهایی مثل «فلسفتنا» و مقالاتی که در نشریه الاضواء مینوشت، از او در میان جوانها چهره بسیار محبوبی ساخته بود. ما بعد از دبیرستان وارد حوزه شدیم. تا قبل از آمدن به حوزه، ایشان را به عنوان یک چهره متفکر اسلامی میشناختیم. بعد که وارد حوزه شدیم، بعضی از اساتیدی که خدمتشان درسهای سطح و بخصوص سطح عالی را مشغول شدیم، از شاگردان ایشان بودند و یا با ایشان ارتباط داشتند و همین ارتباط، قهراً به ارتباط با ایشان انجامید، چون نظام حوزه و رابطه استاد شاگردی، رابطهای مهم و اساسی است. این مسئله باعث شد که ما با بعد فقهی و حوزوی ایشان هم آشنا شویم و لذا من سطح را که تقریباً تکمیل کردم؛ به درس ایشان رفتم. این که عرض میکنم در سال ۱۳۷۸ قمری بود.
البته قبل از رفتن به درس ایشان، به جلسات و گعدههایی که در نجف، بین علما و فضلا، زیاد هم هست، میرفتم و خدمت ایشان رسیده بودم و ایشان هم ما را به سبب ابویمان میشناختند.ابوی از علمای سریع الفوت نجف بوده و در جوانی و در سن چهل سالگی فوت کرده بودند و همه از فوت ایشان بسیار متألم شده بودند. ایشان اولین تقریرنویس آن دوره نجف بودند و فقه و اصول آقای خویی را نوشته بودند. آقای صدر هم شاگرد آقای خویی بودند و از این روی به ایشان علاقه داشتند. مرحوم ابوی بنده در دوران قبل از ایشان، شاگرد آقای خویی و مورد توجه ایشان بودند.
خب، آقای صدر وقتی مرا شناختند، خیلی اظهار علاقه کردند و ایشان و دیگران که میدانستند ابوی بنده در جوانی فوت کرده بودند، معتقد بودند که ما این راه را ادامه بدهیم و عنایت خاصی هم به بنده داشتند. لذا قبل از حضور در درس ایشان هم، من با ایشان ارتباط پیدا کرده بودم، ولی وقتی در درس ایشان حاضر شدیم، این ارتباط خیلی قوی شد. عرض کردم رابطه استاد و شاگردی در حوزهها رابطه بسیار عمیقی است، یعنی استاد در حوزه نسبت به شاگرد، هم مربی است، هم پدر است، هم مهذب است و اساتیدی که در حوزهها مؤثر هستند، در همه امور شاگرد، حالتی این چنینی دارند.
ایشان هم جاذبههای خیلی قوی داشتند و جاذبه شخصیتشان فوقالعاده بود. محبت بسیار زیادی نسبت به همه و مخصوصاً نسبت به شاگردانشان داشتند. واقعاً شاگردان ایشان احساس میکردند که ایشان از پدر به آنها نزدیکتر و در زندگیشان مؤثرتر و برایشان دلسوزتر است. واقعاً هم همین جور بود، یعنی ایشان خیلی به شاگردان خود علاقه داشتند و سعی میکردند آنها را از هر نظر تربیت کنند و چون تفکرشان سیستماتیک بود و با برنامه کار میکردند، برای این رابطه هم برنامهریزی کرده بودند. البته ما ابتدا متوجه نمیشدیم و بعدها برایمان مشخص شد که ایشان برای هر چیزی برنامهریزی کرده بودند. غیر از درسهای سنتی فقه و اصول که هر روز صبح و عصر داشتند، با همان روشهای سنتی حوزه، برنامههای بسیار مهمی را هم تنظیم کرده بودند که انسان متوجه نمیشد و بعدها میفهمید که این برنامهها در شناخت و تربیت او چه نقش عجیبی داشتهاند. به عنوان مثال در حوزهها معمولاً تعطیلی زیاد است. در هر وفات و تولدی، حوزه تعطیل است. ایشان در تمام این تعطیلات، به استثنای مواقعی چون عاشورا و اربعین، از فرصت استفاده و شاگردان خود را با تاریخ ائمه و تاریخ اسلام و نگرشها و بینشهایی که باید عالم امروز از تاریخ اسلام و ائمه داشته باشد، آشنا و به تناسب تولد یا وفات امامی که حوزه به آن مناسبت تعطیل بود، درباره این موضوعات، صحبت میکردند. مجموع این بحثها شاید بیش از صد سخنرانی شده باشد.
ضبط نشدند؟
چرا؛ ضبط شدند و برخی چاپ هم شده اند. بعضی از طلبههای لبنانی ضبط میکردند. خود ایشان هم گفته بودند که ضبط و تدوین کنند بدهند ایشان بازنگری کنند که متأسفانه این کار نشد.
شهید صدر تقریباً درباره زندگینامه و حیات تمام ائمه بحثهای مفصلی داشتند. عرض کردم که ذهن سیستماتیکی داشتند و لذا در هر مبحثی، بنایی تنظیم و زندگی و حیات ائمه را بر اساس آن، به چند مرحله تقسیم کرده بودند و عمدتاً هم سعی داشتند نقش سیاسی ائمه در رهبری جهان اسلام، حفظ میراث پیامبر و مقابله با تحریفها و تبلیغاتی که از بیرون و داخل جهان اسلام انجام میشوند و نیز تثبیت خط انبیا و ائمه اطهار را تبیین کنند، البته این تعابیر را قبلاً هم مطرح کرده بودند. بیشتر بحثهای ایشان در این زمینه بود و چون اطلاعات خوبی هم در تاریخ داشتند، غالباً روایات و مستندات و نقلهای تاریخی را از منابع معتبر میآوردند و خیلی هم بحثهای زیبا و زندهای بودند. درباره امیرالمؤمنین (ع) سه چهار سخنرانی داشتند که یکدیگر را تکمیل میکردند. درباره صلح امام حسن (ع)، درباره قیام امام حسین (ع)، فلسفه آن صلح، فلسفه این قیام، علت اختلاف در ادوار ائمه مباحثی را مطرح و این ادوار را به چهار مرحله تقسیم کرده بودند و این سوال را مطرح میکردند که چرا ادوار اینها یکسان نبودند و علل و ریشهها و موجبات این اختلاف ادوار را خیلی زیبا تنظیم کرده بودند. این یکی از برنامههایی بود که خیلی آرام در کنار برنامههای رسمی حوزه انجام میگرفت.
یکی دیگر از برنامههای ایشان برنامه برای تعطیلیهای ممتد مثل ماه مبارک رمضان یا تعطیلی تابستان بود. ایشان در این تعطیلات به عنوان دروس تفریحی، برنامههایی چون درسهای فقهی تطبیقی را برای شاگردان خود میگذاشتند. مثلاً در ماه مبارک رمضان بحثهای فقهی معاملات و تطبیق آنها با مباحث جدید حقوق روز که آقای سعدونی و امثال اینها در کتابهایشان نوشته بودند؛ تدریس میشد. ایشان هم شاگردان را تحریض و ترغیب میکردند که بروند و این کتابها را بخوانند، هم از مباحث آن کتابها نقل میکردند. افق ذهن شاگردان خود را گسترش میدادند و توجه آنها را از بحثهای سنتی حوزه به مسائل مورد نیاز روز جلب میکردند. درباره مسائل فقهی مربوط به مسائل حکومتی بحث میشد. درباره احکام فقهی کلان مربوط به جامعه بحث میشد. علاوه بر این در یکی از روزهای هفته، احتمالاً چهارشنبه، مباحث خاص فلسفه اسلامی از دیدگاه جدید خودشان را مطرح میکردند. بعد از بحث استقراء نسبت به مبانی اسلامی بر اساس منطق استقراء، تحولی در ایشان ایجاد شده بود و بحثهایی را هم آماده کرده و نوشته بودند و اینها را در آن جلسه خصوصی به هفت هشت نفر از شاگردان خاص خود که مورد اعتماد و آشنا به تفکرات ایشان و اهل نظر و دقت بودند، القا میکردند. متأسفانه این جلسات هم تکمیل نشدند و خوردند به مسائل انقلاب و جمع شدند. این هم کاری بسیار اساسی بود که ایشان شروع کرده بودند. مبدأ و شروع جلسات بحث استقراء از بحث اصول بود که خارج از دروس حوزه، توسعه داده شد و از خلال بحثهای این چنینی آن نتایج حاصل آمد. در این بحث فلسفه، مسائل فلسفه روز هم به شکل مفصل مطرح میشدند. مثلاً ایشان آخرین نظریات فلسفه روز درباره افکار فلسفی هگل را در آخرین متون شرق و غرب دنبال میکردند.
+ پرونده اقتصاداسلامی در تسنیم را {اینجا} پی بگیرید
اواخر کتاب مفصلی از ترجمه دقیقترین افکار فیلسوف معروف دیالکتیک، هگل، تهیه کرده بودند که مبانی مارکس هم از آن گرفته شده است. مارکس و انگلس شاگردان هگل بوده اند و بحث دیالکتیک را از او گرفتند و وارد مباحث تاریخی کردند. منشأ بحث دیالکتیک و جدول، متعلق به هگل است. او در بعد فلسفی مطرح میکند، این دو در تفسیر تاریخ و جامعه. هگل افکار دشواری دارد و چندان برای همه قابل فهم نیست. ایشان این آرا را دنبال میکردند. در این اواخر کتاب قطوری را به ایشان داده بودند که یکی از شاگردان فلسفه هگل در زمان خود او تنظیم کرده بود و کتاب معتبری هم بود. اینها را مطالعه میکردند، خیلی وقتها هم حاشیه میزدند و در این بحثها میآوردند، یعنی سعی داشتند ذهن شاگردان خود را باز کنند. علاوه بر اینها جلسات روزمره و گعده و مجالس استفتاء هم که بود و همه آنها علم و فکر و نظریه پردازی و سوال و جواب بود. جلسات عادی ایشان هم کلاس درس بود. کل این مجموعه، شاگرد را از جهات مختلف تربیت میکرد. برخورد اخلاقی ایشان هم خیلی عجیب بود. بسیار متواضع بودند. دائماً دنبال این بودند که افراد را هم تربیت کنند، هم امتحان کنند، هم تذکر بدهند، هم خودشان برای اینها الگو باشند.
در برخوردهایشان، در تواضعشان، در رفت و آمدهایشان، با اساتید، با اقران خودشان، خیلی با ادب بودند و این ادب را سعی میکردند نشان بدهند. خلاصه از هر جهت سعی داشتند طرف را تربیت کنند. مسائل سیاسی هم که بحث میشد، خیلی مفصل وارد میشدند.درباره برخورد رژیم با حوزه و آقای حکیم واین مباحث، با حساسیت برخورد میکردند. قبل از آمدن بعثیها، مرحوم آقای حکیم در اغلب استانها، کتابخانه بزرگ اسلامی یا کتابخانه حکیم را ایجاد کرده بودند. این کتابخانه برای دانشجویان و علمایی که آنجا بودند، به عنوان یک مرکز محسوب میشد. عنوانش کتابخانه بود، ولی در آنجا کلاسهایی تشکیل میشدند و بچه مسلمانها و جریانات جدید اسلامی در آنجا جلسه میگذاشتند و کارهای تبلیغاتی هم میکردند. سالی یک بار هم در نجف یا کربلا، کنگره بسیار بزرگی را تشکیل نمیدادند. در نجف در روز سوم شعبان و درباره امام حسین (ع) کنگره برگزار میشد. از قبل هم دعوت میشد که علمای جهان اسلام مقالاتی بنویسند. هم کتابهایی تألیف میشدند و جایزه داده میشد، هم اجلاس بسیار عظیمی برگزار میشد و علمای زیادی میآمدند، معمولاً طبقه فضلا و اساتید دانشگاهها و علمای نجف میآمدند که هر کدام جایگاه خاصی هم داشتند. اجلاس در نجف در مرکز علمی برگزار میشد و در کربلا در حسینیه تهرانیها. هر دو هم در کنار حرم بودند و کل شهر هم آذین بندی میشد و وضعیت عجیبی بود.
مثل نیمه شعبان در اینجا.
مثل نیمه شعبان در ایران، ولی خیلی باشکوهتر. تمام شهر مثل حجله عروس میشد. همه خیابانها با بهترین پارچهها پوشیده میشدند. خیلی با عظمت بود. آقای صدر یکی از مؤسسین این دو جریان بودند. بعد هم خودشان معمولاً یک سخنرانی در اجلاس داشتند و مقاله مفصلی مینوشتند. این هم کارهای سیاسی و اجتماعی بود که ایشان انجام میدادند. منظورم این است که ایشان سعی میکردند شاگردان خود را آرام آرام و بدون تعجیل و سرو صدا و در یک جریان فکری متین و موقر، تربیت کنند. این نوع خصلتها وقتی در استادی با آن همه عاطفه و محبت همراه میشوند، بدیهی است که شاگردان را شیفته او میکند. واقعاً ایشان جاذبه خاصی داشتند.
تسنیم: دو بخش از این گفتوگوی مطول باقی مانده است. مرحوم آیتالله هاشمی شاهرودی، در بخش بعدی مصاحبه، از تشکیلات سیاسی و جایگاه شهید صدر نکات مهم و دستاولی را روایت میکند. بخش سوم و پایانی، به نسبت آیتالله صدر با مرجعیت و نهضت حضرت امام (ره) میپردازد؛ و نوسانهای این ارتباط را با ذکر دلایل توضیح میدهد، که بسیار خواندنی است. بخشهای دوم و سوم، در همین پرونده «عطر صدر» طی روزهای آتی منتشر خواهد شد.
انتهای پیام/
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم؛ دکتر فرود شریفی، سابقاً معاون وزیر و رئیس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور بوده است. پس از طرح ابهاماتی درباره کارآیی «آبخیزداری» در مدیریت منابع آبی کشور، وی در یادداشتی که بصورت اختصاصی در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده، چنین نوشته است:
“در روزهایی که بحران آب به یکی از اصلیترین تهدیدات زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی کشور تبدیل شده، برخی اظهارنظرها ضمن اینکه کمکی به درک صحیح مسئله نمیکنند، بلکه با قلب واقعیتهای علمی، نوعی فرافکنی ساختاری را به نمایش میگذارند. اظهارات اخیر آقای عیسی بزرگزاده، سخنگوی صنعت آب، درباره «بیاثر بودن اقدامات آبخیزداری و آبخوانداری در احیای منابع زیرزمینی» مصداق روشنی از همین رفتار مدیریتی است. بزرگزاده در گفتوگویی ادعا کرده که به دلیل افت شدید سطح آبهای زیرزمینی، بهویژه در دشتهایی که سطح ایستابی تا ۴۰۰ متر نیز پایین رفته، اقدامات آبخیزداری تأثیر چندانی در احیای این منابع ندارد. وی برای اثبات ادعای خود به تجربه ۴۰ ساله در دشت رفسنجان اشاره میکند، جایی که با وجود اجرای این طرحها، به گفته او، هنوز احیا اتفاق نیفتاده است. اما آیا این گزاره واقعگرایانه است؟ و مهمتر، این سخنان در چه چارچوب نهادی و سیاستی مطرح میشوند؟
در همین زمینه بیشتر بخوانید
آبخیزداری و آبخوانداری؛ حقیقتِ علمی مغفول
ادعای بیاثر بودن آبخیزداری، در تضاد کامل با یافتههای علمی و تجربی مراکز رسمی، دانشگاهها و حتی اسناد داخلی سازمان منابع طبیعی و وزارت نیرو است. بر اساس گزارشهای سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، اجرای پروژههای آبخیزداری و تغذیه مصنوعی سفرههای زیرزمینی در بیش از ۱۱ میلیون هکتار از اراضی کشور، سالانه موجب تثبیت و نفوذ دهها میلیون مترمکعب آب به لایههای آبخوان شده است. برخی برآوردهای رسمی نشان میدهد که در پروژههای نمونه، بهویژه در استانهایی چون فارس، خراسان جنوبی، چهارمحالوبختیاری و کرمانشاه، اجرای طرحهای آبخیزداری در بازه زمانی ۵ تا ۷ ساله، موجب بهبود ذخیره سفرههای آب زیرزمینی، کاهش نرخ فرونشست و حتی برگشت کشاورزی به برخی مناطق شده است. بنابراین، اینکه تجربهای خاص (مانند رفسنجان) را بهعنوان نماینده تمام کشور معرفی کنیم، بیاعتنایی به اصول بدیهی تحقیق و تحلیل سیاست عمومی است.
چه کسی مسئول بحران است؟
مدیران ارشد صنعت آب میدانند که آبخیزداری، نه یک معجزه کوتاهمدت، بلکه بخشی از سیاستهای احیای بلندمدت منابع پایه است. این اقدامات، اگرچه در کوتاهمدت منجر به تغییرات محسوس در سفرههای ۴۰۰ متری نمیشوند، اما نقش بنیادینی در جلوگیری از تخریب بیشتر و شکلدهی به چرخههای طبیعی آب ایفا میکنند. اینکه بهجای پاسخ به پرسش اصلی – یعنی سهم سیستم مدیریتی و اولویتبندی بودجهای در تعمیق بحران – انگشت اتهام بهسوی ابزارهای علمی حفظ منابع دراز شود، غیرعلمی، و مصداق روشن فرافکنی نهادی است. در واقع، سیاستگذار بهجای اصلاح ساختار ناکارآمد، تلاش میکند قربانیان این ناکارآمدی را مقصر جلوه دهد.
چرا آبخیزداری همواره در حاشیه بوده است؟
یکی از پرسشهای کلیدی در تحلیل سیاست آب کشور، نحوه توزیع منابع مالی و اولویتبندی بودجهای است. بر اساس دادههای رسمی دو دهه گذشته، سهم آبخیزداری و آبخوانداری از بودجه کل منابع آب، در اغلب سالها کمتر از ۲ تا ۳ درصد بوده است. در مقابل، پروژههای انتقال آب، احداث سدهای غولپیکر و ساخت تأسیسات فنی مهندسی، سهمی بالای ۹۰ درصد داشتهاند. برای مثال، در سالهایی که بحران فرونشست در دشتهای مرکزی ایران به اوج رسیده بود، بودجه آبخیزداری از محل صندوق توسعه ملی، در بهترین حالت به حدود ۵ تا ۷ هزار میلیارد تومان رسید؛ رقمی که با هزینه یک سد متوسط نیز قابل مقایسه نیست. با این حال، همین اعتبارات محدود توانستهاند آثار معناداری در کنترل سیلاب، کاهش فرسایش خاک، تغذیه سفرههای آب زیرزمینی، تثبیت پوشش گیاهی و ارتقاء تابآوری اجتماعی داشته باشند. در این شرایط چرا باید از آبخیزداری را مقصر بدانیم؟!
مسئله، روش نیست؛ ساختار است
خطای راهبردی در تحلیل امروز برخی مدیران، تکرار این تصور نادرست است که گویی مشکل اصلی در روشهای احیا است. واقعیت آن است که ابزارها کارآمدند، اما در ساختارهای بیمار، امکان بروز اثربخشی ندارند. برای مثال، شرکتهای خصولتی که در پروژههای انتقال آب بینحوضهای، احداث سد و فروش آب دخیلاند، از پاسخگویی نهادی مبرا بودهاند؛ درحالیکه حجم عظیمی از بودجههای کشور را در اختیار دارند. در چنین سیستمی، طبیعی است که طرحهایی چون آبخیزداری – که بدون سودآوری مالی مستقیم، تنها با منطق منافع جمعی و پایداری بلندمدت عمل میکنند – در حاشیه بمانند، و حتی در بزنگاه بحران، بهعنوان مقصر معرفی شوند.
دشت رفسنجان؛ یک مثال ناکامل از تحلیل تکبعدی
اشاره سخنگوی صنعت آب به دشت رفسنجان، اگرچه واقعی بهنظر میرسد، اما تحلیلی ناقص است. دشت رفسنجان از دهه ۱۳۵۰ تاکنون تحت فشار شدید استخراج بیرویه، توسعه باغات پسته با مصرف آب بالا، و سیاستهای انتقال آب از منابع محدود بوده است. حتی در سالهای پس از انقلاب، طرحهای متعدد انتقال آب از کوههای اطراف و حتی آبهای سطحی برای توسعه پستهکاری اجرا شده که تعادل طبیعی سفرههای زیرزمینی را بر هم زدهاند. در چنین شرایطی، نمیتوان انتظار داشت آبخیزداری – آن هم با بودجههای محدود – ظرف چند سال آثار معجزهآسا برجای بگذارد. تحلیل علمی ایجاب میکند که بهجای برجستهسازی یک تجربه ناکام، نگاهی جامع و سیستمی به عوامل موثر بر احیا یا تخریب منابع آب داشته باشیم.
ضرورت بازنگری در سیاست آب؛ گامی فراتر از فرافکنی
اگر قرار است بحران آب را بصورت جدی و علمی مدیریت کنیم، باید سیاستها، ساختارها و اولویتها را از نو طراحی کنیم. در این مسیر، چند توصیه سیاستی قابل طرح است:
۱٫ افزایش سهم آبخیزداری و آبخوانداری در بودجه منابع آب به سطحی متناسب با بحران فعلی؛ نه بهعنوان پروژههای فرعی، بلکه بهعنوان ستونهای اصلی سیاست احیای منابع.
۲٫ اتخاذ رویکرد مدیریت یکپارچه منابع آب، خاک و پوشش گیاهی (IWRM) با مشارکت جوامع محلی، بهرهبرداران و نهادهای علمی.
۳٫ اصلاح ساختار مالکیت و تصمیمگیری پروژههای آب با کاهش نقش نهادهای خصولتی و افزایش پاسخگویی عمومی.
۴٫ حرکت از مهندسی سازهمحور به سیاستهای طبیعتبنیاد (Nature-based solutions)، با الهام از تجارب جهانی.
۵٫ مستندسازی و ترویج تجربیات موفق داخلی و بینالمللی در احیای منابع، بهجای تمرکز بر نمونههای ناکام.
جمعبندی: آیندهای که میتوان نوشت
در کشوری که بیش از ۷۵ درصد از منابع آب تجدیدپذیر خود را مصرف کرده، و هر ساله با بحران فرونشست و تخریب اراضی روبهروست، نمیتوان با تکرار ادعاهای ضدعلمی، صورت مسئله را پاک کرد. آبخیزداری، اگرچه راهحل همهچیز نیست، اما یکی از معدود ابزارهای کارآمد و کمهزینهای است که برای تعدیل بحران در اختیار ماست. برخورد عالمانه با مسئله آب، نیازمند عبور از فرافکنی و پذیرش مسئولیت ساختاری است. مسئولیتی که اگر بهدرستی پذیرفته شود، هم اعتماد عمومی را بازمیگرداند، و هم امکان شکلگیری سیاستهایی واقعی و کارآمد برای نجات سرزمین را فراهم خواهد کرد.
فرود شریفی، عضو هیئت علمی پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری”
انتهای پیام/
سرمایهگذاری به معنای عام، به هر نوع فعالیتی اطلاق میشود که منجر به ایجاد ارزش، رشد و توسعه شود. در حوزه امور خیریه نیز، میتوان از این مفهوم استفاده کرد. به عبارت دیگر، کمک به نیازمندان تنها از طریق اهدای پول یا کالا به صورت مستقیم نیست؛ بلکه میتوان از رویکردی هوشمندانهتر و بلندمدتتر استفاده کرد که ضمن کمک به محرومان، باعث ایجاد فرصتهای شغلی، افزایش مهارتها و بهبود شرایط زندگی آنها شود.
موسسات خیریه سنتی معمولاً به دنبال جمعآوری کمکهای بلاعوض از مردم هستند و این کمکها را به شکل غذا، لباس یا کمکهای نقدی مستقیم به نیازمندان اختصاص میدهند. اگرچه این روشها میتوانند در کوتاهمدت مفید باشند، اما چندین نقطه ضعف دارند: وابستگی دائمی این مؤسسات به کمکهای خیرین، عدم پایداری مالی، کاهش کرامت انسانی در هنگام پرداخت صدقه.
در چند سال اخیر، برای کمک به نیازمندان، الگوی جدیدی از مؤسسات معرفی شده است که به «کسبوکار اجتماعی» Social business معروف هستند. این نوع کسبوکارها، ترکیب موسسات خیریه و شرکتهای تجاری هستند. هدف اصلی آنها حل مشکلات اجتماعی است، اما برخلاف موسسات خیریه، از طریق ایجاد درآمد اهداف خود را دنبال میکنند. موسسات خیریه مجاز به سرمایهگذاری و کار نیستند و صرفاً با جمعآوری کمکهای بلاعوض به نیازمندان کمک میکنند. اما کسبوکارهای اجتماعی حاصل «سرمایهگذاری» فرد یا افرادی است که با یک ایده خلاقانه به دنبال کمک به نیازمندان هستند. در کسبوکار اجتماعی، محصولات یا خدماتی که به حل مشکلات اجتماعی نیازمندان بینجامد ارائه میشود و در عین «تولید» و کسب درآمد، کمک به نیازمندان نیز رخ میدهد. سود و درآمد حاصل از این کسبوکار، اغلب برای بهبود کیفیت خدمات و گسترش فعالیتهای آن شرکت صرف میشود.
در این زمینه توجه به تجربه شرکت «گرامین دانون»Grameen Danone Foods جالب است. این شرکت در بنگلادش تأسیس شد و هدف آن بهبود سلامت کودکان محروم و کاهش مشکلات تغذیهای بود. در این راستا، شیر خام از دامداران محلی خریداری و برای تولید محصولات لبنی غنی از مواد مغذی به کار گرفته میشد. این محصولات به ویژه برای کودکانی طراحی شدهاند که در معرض خطر کمبود وزن یا کوتاهی قد ناشی از کمبود تغذیه قرار دارند. این شرکت نوعی ماست کمهزینه و غنی از ویتامینها و مواد معدنی (مانند آهن، روی و ویتامین A) تولید میکند که برای بهبود سلامت کودکان طراحی شده است. این ماست به صورت کوچکبسته و مقرونبهصرفه عرضه میشود تا خانوادههای فقیر بتوانند آن را خریداری کنند. همچنین خرید شیر از تولیدکنندگان محلی به این دامداران کوچکمقیاس کمک میکند تا درآمد پایداری داشته باشند. سود شرکت، برای گسترش خدمات به کار گرفته میشود. حاصل این سرمایهگذاری، یک «کسبوکار اجتماعی» است که با «تولید» محصول، به کسب سود و حل مشکلات اجتماعی(کمبود تغذیه و فقر) میپردازد. این شرکت نیازمند کمک خیرین نیست و با تکیه به سود و درآمد خود، ادامه حیات میدهد.
کسبوکارهای اجتماعی معمولاً با جذب سرمایه از افراد دغدغهمند نسبت به مشکلات اجتماعی آغاز میشود. این افراد خواهان سرمایهگذاری هستند و در ضمن علاقهمند هستند به بهبود کیفیت زندگی نیازمندان کمک کنند. این سرمایهگذاران به دنبال حمایت از ایدههای نوآورانه هستند که ضمن ایجاد تأثیرات اجتماعی، به تولید پایدار مالی منجر شوند.
کسبوکارهای اجتماعی نوعی «سرمایهگذاری» برای حل مشکلات اجتماعی هستند. این سرمایهگذاری نه تنها به بهبود شرایط زندگی افراد نیازمند کمک میکند، بلکه به ایجاد فرصتهای شغلی و ارتقای کیفیت زندگی جوامع محلی نیز کمک میکند. در کسبوکارهای اجتماعی، افراد نیازمند به جای دریافت کمک مستقیم، از طریق اشتغال، آموزش یا مشارکت در فعالیتها، بهبود وضعیت خود را تجربه میکنند. این رویکرد کرامت و حیثیت افراد را حفظ میکند. از طرف دیگر، خیریههای سنتی به دلیل وابستگی به کمکهای بلاعوض، ممکن است در صورت کاهش حمایتها با مشکل مواجه شوند. اما کسبوکارهای اجتماعی به دلیل درآمدزایی مستقل، این مشکل را ندارند و میتوانند به طور مداوم به فعالیت بپردازند و تأثیرگذاری خود را در بلندمدت حفظ و افزایش دهند.
کسبوکارهای اجتماعی با ترکیب دو عنصر «تأثیر اجتماعی» و «پایداری اقتصادی» به چالشهای اجتماعی پاسخ میدهند. این الگوی سرمایهگذاری، در حال رشد و توسعه است. براساس گزارش «انجمن جهانی اقتصاد» در ابتدای سال ۲۰۲۴ ، تقریباً ۱۰ میلیون کسب وکار اجتماعی در سراسر جهان فعال هستند که در مجموع ۲۰۰ میلیون از مشاغل را در تمام دنیا به خود اختصاص دادهاند.
با این حال در ایران، این الگوی سرمایهگذاری کمتر شناخته شده است و افراد خیّر ترجیح میدهند که از طریق خیریهها به ارتقای زندگی نیازمندان کمک کنند. در حالیکه به دلایلی که بیان شد، «کسبوکار اجتماعی» ابزاری کارآمدتر و انسانیتر است. به علاوه با مطالعۀ سیرۀ معصومین علیهمالسلام متوجه میشویم که آنها بیش از اینکه به پرداخت صدقه تمایل داشته باشند، به راهاندازی کسبوکار برای نیازمندان علاقهمند بودند. نمونهها در این زمینه فراوان است و فقط به چند مورد اشاره میشود:
- در جلد اول کتاب داستان راستان شهید مطهری روایتی از پیامبر اکرم(صلیالله علیه و آله وسلم) بیان شده است که کاملاً با فلسفه کسبوکارهای اجتماعی همخوانی دارد. فردی مستمند برای دریافت صدقه به پیامبر اعظم(صلیالله علیه و آله وسلم) مراجعه میکند. پیامبر(صلیالله علیه و آلیه وسلم) توصیه میکنند که به جای دریافت صدقه به کسبوکاری بپردازد و از این راه مشکل مالی خود را حل کند. این فرد میپذیرد و با قرضی اندک، کسبوکار کوچکی مثل جمعآوری هیزم به راه میاندازد. پس از مدتی توانمند میشود و پیامبر با دیدن وضعیت وی ابراز رضایت میکنند.
- در کتاب شریف کافی، روایتی از امام باقر(علیهالسلام) آمده است. یکی از اصحاب پیامبر صلیالله علیه و آله وسلم، به نام «سعد» به قدری فقیر بود که روزها شکمش را با صدقه مردم سیر میکرد و شبها نیز زیر سایهبانی کنار مسجد میخوابید. پیامبر صلیالله علیه و آله وسلم به او دو درهم کمک کردند و از او خواستند که کسبوکاری راه بیندازد. سعد، با این سرمایه اولیه توانست خود را از فقر نجات دهد و به فردی ثروتمند تبدیل شود.
- در روایات اسلامی قرض دادن برای رفع نیاز برتر از صدقه شمرده شده است. مثلاً پیامبـر اکـرم صلى الله علیه و آله فرمود: «هزار درهم را اگر دوبار قرض بدهم، بیشتر دوست دارم از اینکه آن را یک مرتبه به عنوان صدقه بپردازم»(بحار الانوار، جلد۱۰۳). در کتاب فقهالرضا علیهالسلام نقل شده که امام هشتم فرمود: «پاداش وام دادن هجده برابر بیش از صدقه است؛ زیرا قرضالحسنه باعث مىشود که شخص به گرفتن صدقه دچار نشود». این دقیقاً متناسب با منطق کسبوکار اجتماعی است که به جای پرداخت صدقه، یک گردش مالی ایجاد میکند تا به این وسیله مشکلات اجتماعی برطرف شود.
«محمد یونس»، برنده جایزه صلح نوبل و بنیانگذار مفهوم کسبوکارهای اجتماعی، معتقد است که کسبوکار اجتماعی «ابزاری برای اقدام عملی در جهت توانمندسازی جامعه» است. این همان چیزی است که جامعه امروز ایران به آن نیاز دارد: الگویی از کار خیر که نه مبتنی بر صدقه، بلکه بر پایه سرمایهگذاری اجتماعی و توانمندسازی استوار باشد. در این صورت میتوان امیدوار بود که هم فقر کاهش یابد و هم سرمایهگذاری برای تولید رونق بگیرد.
در سالی که به نام «سرمایهگذاری برای تولید» نامگذاری شده است، کسبوکارهای اجتماعی میتوانند پلی بین دو دنیای به ظاهر مجزا باشند: از یک سو حل مسائل اجتماعی و از سوی دیگر ایجاد سرمایهگذاری اقتصادی. به این دلیل پیشنهاد میشود افراد خیّر، کمک کنند که افراد دارای خلاقیت، کسبوکار اجتماعی ایجاد کنند و به این شکل با گردش سرمایه، مشکلات اجتماعی (مانند اشتغال معلولان، اشتغال افراد نجات یافته از چرخه اعتیاد، مراقبت و توانمندسازی کودکان و زنان بیسرپرست، ….) نیز حل شود.
منبع: برای نگارش این یادداشت از گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با عنوان «سلسله گزارشهای تبیین و تنظیم کسب وکارهای اجتماعی (گزارش اول: مفهوم شناسی)» استفاده شده است.
https://rc.majlis.ir/fa/report/show/1822860
* دکتر محسن ردادی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
انتهای پیام/
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، حبیبالله طاهرخانی با یادآوری تصویب وام جدید ودیعه مسکن در شورای عالی مسکن، اظهار کرد: بر این اساس وام ۴۰۰ میلیون تومانی قرضالحسنه برای اقشار تحت پوشش نهادهای حمایتی و وام ۵۵ تا ۲۷۵ میلیون تومانی با سود مصوب بانک مرکزی پرداخت خواهد شد.
وی ادامه داد: برای وام ۴۰۰ میلیونی ۲۰ هزار میلیارد تومان و برای وام معمول ودیعه نیز ۲۰۰ هزار میلیارد تومان در نظر گرفته شده است.
وی افزود: بخش عمده مستاجرانی که در سامانه تامین مسکن وزارت راه و شهرسازی (تم)، اجاره نامهها را بارگذاری میکنند به سیستم بانکی معرفی خواهند شد.
وی یادآور شد: دستورالعمل مربوط به پرداخت وامهای مذکور با همکاری وزارت راه و بانک مرکزی ابلاغ خواهد شد.
به گزارش تسنیم، بر اساس مصوبه هیئت عالی بانک مرکزی، امسال وام ودیعه مسکن در شهر تهران ۲۷۵ میلیون تومان، مراکز استانها ۲۱۰ میلیون، سایر شهرها ۱۴۰ میلیون و در روستاها ۵۵ میلیون تومان است.
انتهای پیام/
به گزارش خبرگزاری تسنیم، مرکز آمار ایران نتایج سرشماری عمومی کشاورزی سال ۱۴۰۳ را منتشر کرد. بر اساس این سرشماری ۲۳ درصد بهره برداران کشاورزی کشور فاقد توانایی خواندن و نوشتن هستند.
از طرفی تنها ۲ درصد از۴ میلیون و ۲۸۷ هزار نفر بهرهبردار کشاورزی در سطح کشور دارای تحصیلات فوق دیپلم و بالاتر در رشته های مربوط به کشاورزی هستند.
یکی دیگر از یافته های قابل تامل دیگر این سرشماری آن است که میانگین سنی بهره برداران کشاورزی در ایران به ۵۳ سال رسیده است.
متن این گزارش در اینجاقابل مشاهده است.
انتهای پیام/








































