بررسی یک ادعا درباره اقتصاد دوران پهلوی
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، در روزهای اخیر برخی افراد مدعی شدهاند که اگر میانگین رشد اقتصادی ایران در سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۵ شمسی (۱۹۶۱–۱۹۷۶ میلادی) حفظ میشد، امروز (۱۴۰۴ شمسی / ۲۰۲۶ میلادی) ایران به یکی از چند اقتصاد بزرگ جهان تبدیل میشد.
این ادعا، که بارها با حسرت به دوران پیش از انقلاب اشاره میکند، در نگاه اول جذاب به نظر میرسد، اما بررسی دقیق دادههای تاریخی و اقتصادی حکایت از ماجرای دیگری دارد؟
در این گزارش به واکاوی این ادعا و بررسی محدودیتها و فرصتهای واقعی خواهیم پرداخت.
رشد چشمگیر اقتصادی در سایه نفتمحوری
اقتصاد ایران در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ شمسی یکی از سریعترین رشدهای جهان را تجربه کرد. دادههای بانک جهانی نشان میدهد که میانگین رشد واقعی تولید ناخالص داخلی در این دوره حدود ۹.۸ درصد سالانه بوده و در برخی محاسبات به ۱۰.۸ درصد میرسد.
تولید ناخالص داخلی ایران از حدود ۵۵ میلیارد دلار در ۱۹۶۱ به حدود ۲۵۲ میلیارد دلار در ۱۹۷۶ رسید
این رشد چشمگیر، عمدتاً ناشی از افزایش درآمدهای نفتی و رشد قیمت جهانی نفت بود. قیمت نفت در دهه ۱۹۷۰ حدود چهار برابر شد و ایران که یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت بود، از این موج سود برد.
برنامههای توسعه شاهنشاهی، از جمله اصلاحات ارضی، سرمایهگذاری در صنعت و پروژههای عمرانی، این رشد را تقویت کردند، اما پایه آن اقتصاد تکمحصولی نفتی بود که وابستگی بالایی به درآمدهای ارزی خارجی داشت.
تحلیلهای تاریخی نشان میدهد که رشد اقتصادی ایران در آن سالها عمدتاً «oil-driven» بود و بدون افزایش قیمت نفت، ادامه چنین رشدی تقریبا غیرممکن بود.
کاهش سرمایهگذاری خارجی و فرار سرمایه در اواخر دهه ۱۹۷۰ به میزان ۳۰–۴۰ میلیارد دلار باعث کند شدن رشد شد و به بحران اقتصادی پیش از انقلاب ۱۹۷۹ منجر گردید.
این نکته نشان میدهد که حتی در دوران پیش از انقلاب هم اقتصاد ایران با ناپایداری و آسیبپذیری روبرو بود.
ایران اقتصاد برتر جهان، اما تنها روی کاغذ
اگر فرض کنیم نرخ رشد سالانه ۱۰ درصد از ۱۹۷۶ تا ۲۰۲۶ (۵۰ سال) ادامه پیدا میکرد، با پایه GDP حدود ۲۵۲ میلیارد دلار (۲۰۱۵ دلار ثابت)، اقتصاد ایران امروز به حدود ۲۹.۶ تریلیون دلار میرسید. این رقم ایران را در جایگاه دوم یا سوم جهان قرار میداد، بعد از آمریکا و چین.
حتی اگر فرضیات واقعبینانهتری مانند رشد سالانه ۵–۶ درصد (مطابق میانگین جهانی) را در نظر بگیریم، GDP ایران امروز بین ۲–۳ تریلیون دلار میبود و رتبه آن در جهان بین ۱۰–۱۵ قرار میگرفت، یعنی بالاتر از جایگاه فعلی (۴۵مین با ۳۷۶ میلیارد دلار اسمی).
این محاسبات نشان میدهد که ادعای اقتصاد برتر جهان حداقل براساس محاسبات ریاضی امکانپذیر بود؛ اما آیا در عمل و با اعمال سایر پارامتر نیز چنین امری قابل تحقق بود؟
چرا رشد اقتصادی پایدار ممکن نبود؟
مطابق با گزارش رسمی بانک جهانی، رشد دهههای ۱۳۴۰–۱۳۵۰ عمدتاً ناشی از درآمد نفت بود. اقتصاد تکمحصولی نفتی، آسیبپذیری زیادی داشت و سقوط قیمت نفت در دهه ۱۹۸۰ باعث شد درآمدهای نفتی ایران به یکچهارم دوران طلایی دهه ۱۹۷۰ کاهش یابد.
گزارش بروکینگز تأکید میکند که اقتصاد ایران در دورههای رونق نفتی رشد میکند و در رکود نفتی فروپاشی را تجربه میکند؛ الگویی که حتی قبل از انقلاب هم مشاهده شد.
از سوی دیگر، پس از انقلاب، ملیسازیهای گسترده بخش صنعتی و مالی کشور باعث شد بسیاری از طبقه کارآفرین و صنعتی نوظهور دهههای ۱۳۴۰–۱۳۵۰ حذف شوند.
سرمایهگذاری خارجی تقریباً متوقف شد و فرار سرمایه به حدود ۱۵ میلیارد دلار سالانه رسید. این امر رشد بلندمدت و توسعه صنعتی کشور را متوقف کرد و ایران را از فرصتهای جهانی عقب نگه داشت.
انقلاب، جنگ ایران-عراق و تحریمهای بینالمللی رشد اقتصادی ایران را به میانگین ۳–۴ درصد محدود کرد. در همین بازه، رقبایی مانند هند، برزیل و ویتنام با رشد پایدار توانستند جایگاه خود را در اقتصاد جهانی تثبیت کنند، اما ایران از این فرصتها بهرهمند نشد و روند پیشانقلابی خود را از دست داد.
علاوه بر این، رشد اقتصادی پایدار نیازمند اصلاحات مداوم و سیاستهای هوشمندانه بود. اما نابرابری اجتماعی، تورم بالا و مشکلات زیستمحیطی، از جمله بحران آب که ریشههای آن به دهههای پیشین بازمیگردد، مانع از رشد واقعی شد. درآمد سرانه واقعی امروز تنها حدود ۶۰ درصد بالاتر از سال ۱۹۷۶ است، که نشاندهنده پتانسیل اقتصادی ازدسترفته است.
در هر صورت، اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ با GDP اسمی ۳۷۶ میلیارد دلار، رتبه ۴۵ جهان را دارد. کشورهایی مانند ترکیه و کره جنوبی فاصله قابل توجهی از ایران گرفتهاند و رشد اقتصادی پایدار خود را حفظ کردهاند.
آنچه مشخص است، ادعای اقتصاد برتر جهان، با تمام جذابیتش، یک «افسانه پیشانقلابی» است که نوسانات نفت، مدیریت اقتصادی ضعیف و عوامل ساختاری را نادیده میگیرد.
برای آینده، ایران با منابع نفت و گاز و جمعیت جوان، نیازمند تنوعبخشی اقتصادی، کاهش وابستگی به نفت و اصلاحات ساختاری است.
گزارشهای IMF پیشبینی میکنند رشد جهانی حدود ۳.۲ درصد در ۲۰۲۷ خواهد بود، اما ایران برای رسیدن به جایگاه اقتصادی بالاتر، باید از مدلهای موفق کشورهای آسیایی مانند هند و کره جنوبی الگو بگیرد و سرمایهگذاری در صنایع غیرنفتی و زیرساختهای پایدار را اولویت دهد.
در پایان باید گفت، اگرچه سناریویی که ایران را یکی از اقتصادهای برتر جهان نشان میدهد، روی کاغذ ممکن است جذاب به نظر برسد، اما واقعیتهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران و جهان نشان میدهد که پایداری چنین رشدی بدون اصلاحات ساختاری و مدیریت هوشمند اقتصادی غیرممکن است.
این تحلیل نشان میدهد که محاسبات ساده ریاضی برای پیشبینی جایگاه اقتصاد یک کشور کافی نیست. برای درک واقعی توان اقتصادی ایران، باید تمام عوامل داخلی و جهانی، نوسانات بازار نفت، جمعیت، سیاستهای کلان اقتصادی و اصلاحات ساختاری مورد بررسی قرار بگیرند. بنابراین، این سناریو صرفاً روی کاغذ است و تحلیل دقیقتر به بررسی واقعیات اقتصادی و راهبردهای آینده نیاز دارد.
انتهای پیام/










































